راز قتل آتشین زن تهرانی در جنگل سرخه حصار و اعترافات شوکهکننده
قتل آتشین زن تهرانی در جنگل سرخه حصار پروندهای جنایی و تکاندهنده است که با کشف جسد سوخته یک زن جوان در منطقه سرخه حصار تهران آغاز شد. این جنایت که در اواخر خرداد ماه رخ داد، پلیس آگاهی پایتخت را با معمای بزرگی مواجه کرد، زیرا در صحنه جرم هیچ مدرک شناساییای یافت نشد و تنها قطرات خون و آثار کشیده شدن جسد، سرنخهای اولیه را برای کارآگاهان فراهم میکرد. بررسیها نشان میداد که قربانی ابتدا در فاصلهای دورتر مورد حمله قرار گرفته و سپس برای پنهان کردن هویتش به داخل جنگل کشیده و سوزانده شده است.
همزمان با کشف جسد، گزارش ناپدید شدن یک دختر ۳۰ ساله توسط برادرش به کلانتری ۱۱۰ شهدا رسید که با تطبیق مشخصات، هویت قربانی مشخص شد. متهم، مردی ۲۹ ساله به نام حسن بود که به عنوان خواستگار دختر جوان شناخته میشد. با وجود انکارهای اولیه و ادعای بیگناهی، بازجوییهای تخصصی و فشار پلیس باعث شد تا حقایق پنهان پشت این جنایت هولناک آشکار شود و متهم در نهایت اعتراف کند که انگیزه او برای ارتکاب این جنایت، ترس از افشای راز زندگی دوگانهاش بوده است.
کشف جسد و سرنخهای اولیه پلیس
ساعت ۶ عصر روز ۲۱ خرداد ماه، گزارش پیدا شدن جسد سوختهای در جنگلهای سرخه حصار، تیمهای جنایی را به محل فراخواند. در ابتدا هیچ مدرک هویتی در کنار جسد یافت نشد، اما بازسازی صحنه جرم نشان داد که زن ناشناس ابتدا در فاصله ۵۰ متری محل کشف جسد کشته شده است. آثار کشیده شدن جسد و قطرات خونی که از محل اولیه جنایت تا محل سوزاندن ادامه داشت، نشان میداد که عامل جنایت قصد داشته با آتش زدن جسد، هویت قربانی را برای همیشه مخفی کند. کارآگاهان جنایی با دستور بازپرس شعبه ۴ دادسرای ناحیه ۲۷ تهران، جستجوهای ویژهای را در آلبوم زنان گمشده آغاز کردند.
در همین راستا، مردی جوان به نام حسن به کلانتری ۱۱۰ شهدا مراجعه کرد و اعلام داشت که خواهر ۳۰ سالهاش از خانه خالهاش در خیابان پیروزی خارج شده و تا آن زمان به خانه بازنگشته است. او اعلام کرد که خواهرش ساعت ۸ صبح روز ۲۱ خرداد برای رفتن به بانک از منزل خالهاش خارج شده و تلفن همراهش نیز خاموش شده بود. این گزارش با زمان کشف جسد همزمان بود و پلیس بلافاصله ارتباط بین ناپدید شدن دختر جوان و جسد سوخته را بررسی کرد.
شناسایی متهم و بازجوییهای تخصصی
با بررسیهای پلیس و ردیابیهای انجام شده، ردپای حسن، مرد ۲۹ سالهای که خواستگار دختر جوان بوده و آخرین بار با وی دیده شده بود، به دست آمد. وقتی حسن تحت بازجویی قرار گرفت، ابتدا ادعا کرد که بیگناه است و هیچ اطلاعی از سرنوخت خواهرش ندارد. اما کارآگاهان با بررسیهای بیشتر متوجه شدند که این مرد زن و دو فرزند دوقلو ۲ ساله دارد و خانوادهاش هیچگونه اطلاعی از آشنایی او با قربانی جنایت نداشتهاند. این تناقض در اظهارات متهم، شک پلیس را به یقین تبدیل کرد.
پس از ۸ ساعت بازجویی متمرکز و شکستن سکوت متهم، او در تاریخ ۲۵ خرداد ماه اعتراف کرد که خود عامل این قتل آتشین است. حسن در بازجوییها اعتراف کرد که از فروردین ماه سال ۹۰ با این دختر آشنا شده و رابطه عاطفی آنها ادامه داشته است. او در حالی که از وی خواستگاری کرده بود، حقیقت را پنهان کرده بود و دختر جوان از داشتن همسر و فرزند او بیخبر بود. پس از اینکه دختر جوان از موضوع اطلاع پیدا کرد، درگیریها آغاز شد و او مرتباً تهدید میکرد که موضوع را با خانواده متهم در میان خواهد گذاشت تا از او انتقام بگیرد.
اعترافات تکاندهنده و انگیزه جنایت
متهم در شرح ماجرا گفت: «زمانی که اطمینان پیدا کردم این دختر قصد دارد با مطرح کردن موضوع با خانوادهام به نوعی از من انتقام بگیرد، تصمیم به قتل گرفتم.» او اعتراف کرد که ساعت ۸ صبح روز جنایت به سراغ دختر در خیابان پیروزی رفت و او را به خودرویش سوار کرد. در مسیر جنگل سرخه حصار، درگیری لفظی شدیدی بین آنها رخ داد و متهم در حالت خشم و جنون، چندین ضربه چاقو به گردن، دست و سایر نقاط بدن قربانی وارد کرد.
حسن ادامه داد که پس از ارتکاب جنایت، جسد را در داخل خودرو به داخل شمشادهای پارک منتقل و پنهان کرد. سپس به محل کار خود رفت، لباسهای خونآلود را عوض کرد و یک ظرف مواد آتشزا خرید. او دوباره به محل جنایت بازگشت، دو گوشی تلفن همراه و مدارک شناسایی را برداشت، آنها را به همراه چاقو در سطل زباله انداخت و جنازه را در داخل جنگل به آتش کشید. متهم پس از انجام این کارها، به سرعت به محل کار خود بازگشت تا ردپای خود را کاملاً مخفی کند، اما پلیس با پیگیریهای هوشمندانه موفق به کشف حقیقت و دستگیری او شد.
جمعبندی
قتل آتشین زن تهرانی در جنگل سرخه حصار نمونهای از جنایات ناشی از پنهانکاری و دروغ است. متهم با ارتکاب این جنایت هولناک، نتوانست از عواقب تصمیمات خود فرار کند و پلیس با هوشمندی توانست او را به دام بیندازد. این پرونده یادآوری میکند که هیچ جنایتی پنهان نمیماند و عدالت همیشه پیروز است.












