مشاهده : 434داستانRSS

داستان زیبای | دروغ های مادرم

داستان زیبای | دروغ های مادرماس ام ا س ، داستان ، معما
مادرم مرا ببخش که خیلی زود دروغ هایت را باور کردم شاید از خود خواهی من بود اما می دانم تو فقط به خاطر من دروغ گفتی راستی می دانی یک چیز را به تو نگفتم اینکه قبل از رفتنت بگویم چقدر بی تو بی کس هستم مادر نرو

نمیگویم بهشت زیر پای مادران است چون تکراری است اما می گویم بهشت لایق مادران است چونکه حقیقت می باشد مادر را با هیچ کلمه نمی شود توصیف کرد او موجودی است زیبنده نام مادر او کسی است که قسم به جانش قول مردانه ما می شود در ادامه این مطلب با داستان زیبای دروغ های مادرم بهتر با این موجود آسمانی در زمین خدا آشنا می شوید

داستان زیبای دروغ های مادرم

داستان من از زمان تولّدم شروع می‎شود. تنها فرزند خانواده بودم؛ سخت فقیر بودیم و تهی‎دست و هیچگاه غذا به اندازهء کافی نداشتیم. روزی قدری برنج به دست آوردیم تا رفع گرسنگی کنیم. مادرم سهم خودش را هم به من داد، یعنی از بشقاب خودش به درون بشقاب من ریخت و گفت،:

“فرزندم برنج بخور، من گرسنه نیستم.” و این اوّلین دروغی بود که به من گفت.

زمان گذشت و قدری بزرگتر شدم. مادرم کارهای منزل را تمام می‎کرد و بعد برای صید ماهی به نهر کوچکی
که در کنار منزلمان بود می‏رفت. مادرم دوست داشت من ماهی بخورم تا رشد و نموّ خوبی داشته باشم.
یک دفعه توانست به فضل خداوند دو ماهی صید کند. به سرعت به خانه بازگشت و غذا را آماده کرد
و دو ماهی را جلوی من گذاشت. شروع به خوردن ماهی کردم و اوّلی را تدریجاً خوردم.

مادرم ذرّات گوشتی را که به استخوان و تیغ ماهی چسبیده بود جدا می‎کرد و می‎خورد؛

دلم شاد بود که او هم مشغول خوردن است. ماهی دوم را جلوی او گذاشتم تا میل کند. امّا آن را فوراً به من برگرداند و گفت:

“بخور فرزندم؛ این ماهی را هم بخور؛ مگر نمی‎دانی که من ماهی دوست ندارم؟” و این دروغ دومی بود که مادرم به من گفت.

قدری بزرگتر شدم و ناچار بایدبه مدرسه می‎رفتم و آه در بساط نداشتیم که وسایل درس و مدرسه بخریم.
مادرم به بازار رفت و با لباس‎فروشی به توافق رسید که قدری لباس بگیرد و به در منازل
مراجعه کرده به خانم‎ها بفروشد و در ازاء آن مبلغی دستمزد بگیرد.

داستان زیبای دروغ های مادرم

داستان زیبای دروغ های مادرم حتی تا لحظه مرگ

شبی از شب‎های زمستان، باران می‏بارید. مادرم دیر کرده بود و من در منزل منتظرش بودم. از منزل خارج شدم و در خیابان‎های مجاور به جستجو پرداختم و دیدم اجناس را روی دست دارد و به در منازل مراجعه می‎کند. ندا در دادم که، “مادر بیا به منزل برگردیم؛ دیروقت است و هوا سرد. بقیه کارها را بگذار برای فردا صبح.” لبخندی زد و گفت:

“پسرم، خسته نیستم.” و این دفعه سومی بود که مادرم به من دروغ گفت.

به روز آخر سال رسیدیم و مدرسه به اتمام می‎رسید. اصرار کردم که مادرم با من بیاید. من وارد مدرسه شدم و او بیرون، زیر آفتاب سوزان، منتظرم ایستاد. موقعی که زنگ خورد و امتحان به پایان رسید، از مدرسه خارج شدم.

مرا در آغوش گرفت و بشارت توفیق از سوی خداوند تعالی داد. در دستش لیوانی شربت دیدم که خریده بود
من موقع خروج بنوشم. از بس تشنه بودم لاجرعه سر کشیدم تا سیراب شدم.
مادرم مرا در بغل گرفته بود و “نوش جان، گوارای وجود” می‏گفت. نگاهم به صورتش افتاد دیدم
سخت عرق کرده؛ فوراً لیوان شربت را به سویش گرفتم و گفتم، “مادر بنوش.” گفت:

“پسرم، تو بنوش، من تشنه نیستم.” و این چهارمین دروغی بود که مادرم به من گفت.

بعد از درگذشت پدرم، تأمین معاش به عهده مادرم بود؛ بیوه‎زنی که تمامی مسئولیت منزل بر شانهء او قرار گرفت. می‏بایستی تمامی نیازها را برآورده کند. زندگی سخت دشوار شد و ما اکثراً گرسنه بودیم.

عموی من مرد خوبی بود و منزلش نزدیک منزل ما. غذای بخور و نمیری برایمان می‏فرستاد. وقتی مشاهده کرد
که وضعیت ما روز به روز بدتر می‏شود، به مادرم نصیحت کرد که با مردی ازدواج کند که بتواند
به ما رسیدگی نماید، چه که مادرم هنوز جوان بود. امّا مادرم زیر بار ازدواج نرفت و گفت:

“من نیازی به محبّت کسی ندارم…” و این پنجمین دروغ او بود.

داستان زیبای دروغ های مادرم

داستان زیبای دروغ های مادرم به خاطر آینده من

درس من تمام شد و از مدرسه فارغ‎التّحصیل شدم. بر این باور بودم که حالا وقت آن است که مادرم استراحت کند و مسئولیت منزل و تأمین معاش را به من واگذار نماید. سلامتش هم به خطر افتاده بود و دیگر نمی‏توانست به در منازل مراجعه کند. پس صبح زود سبزی‎های مختلف می‏خرید و فرشی در خیابان می‏انداخت و می‏فروخت. وقتی به او گفتم که این کار را ترک کند که دیگر وظیفهء من بداند که تأمین معاش کنم. قبول نکرد و گفت:

“پسرم مالت را از بهر خویش نگه دار؛ من به اندازهء کافی درآمد دارم.” و این ششمین دروغی بود که به من گفت.

درسم را تمام کردم و وکیل شدم. ارتقاء رتبه یافتم. یک شرکت آلمانی مرا به خدمت گرفت. وضعیتم بهتر شد
و به معاونت رئیس رسیدم. احساس کردم خوشبختی به من روی کرده است.
در رؤیاهایم آغازی جدید را می‏دیدم و زندگی بدیعی که سراسر خوشبختی بود. به سفرها می‏رفتم.
با مادرم تماس گرفتم و دعوتش کردم که بیاید و با من زندگی کند.
امّا او که نمی‏خواست مرا در تنگنا قرار دهد گفت:

“فرزندم، من به خوش‏گذرانی و زندگی راحت عادت ندارم.”

و این هفتمین دروغی بود که مادرم به من گفت.

داستان زیبای دروغ های مادرم واقعی و عبرت انگیز

مادرم پیر شد و به سالخوردگی رسید. به بیماری سرطان ملعون دچار شد و لازم بود کسی از او مراقبت
کند و در کنارش باشد. امّا چطور می‏توانستم نزد او بروم که بین من و مادر عزیزم شهری فاصله بود.
همه چیز را رها کردم و به دیدارش شتافتم. دیدم بر بستر بیماری افتاده است.

وقتی رقّت حالم را دید، تبسّمی بر لب آورد. درون دل و جگرم آتشی بود که همهء اعضاء درون را می‏سوزاند. سخت لاغر و ضعیف شده بود. این آن مادری نبود که من می‎‏شناختم. اشک از چشمم روان شد. امّا مادرم در مقام دلداری من بر آمد و گفت:

“گریه نکن، پسرم. من اصلاً دردی احساس نمی‎کنم.” و این هشتمین دروغی بود که مادرم به من گفت.

وقتی این سخن را بر زبان راند، دیدگانش را بر هم نهاد و دیگر هرگز برنگشود. جسمش از درد و رنج این جهان رهایی یافت.

خوب است بدانید :سخنی چند با کسانی که مادرشان در قید حیات است

این سخن را با جمیع کسانی می‎گویم که در زندگی‎اش از نعمت وجود مادر برخوردارند. این نعمت را قدر بدانید قبل از آن که از فقدانش محزون گردید.

این سخن را با کسانی می‎گویم که از نعمت وجود مادر محرومند. همیشه به یاد داشته باشید که چقدر
به خاطر شما رنج و درد تحمّل کرده است و از خداوند متعال برای او طلب رحمت و بخشش نمایید.

مادر دوستت دارم. خدایا او را غریق بحر رحمت خود فرما همانطور که مرا از کودکی تحت پرورش خود قرار داد. شما داستان زیبای دروغ های مادرم را خواندید اما مدران همیشه دروغ می گویند آن هم چه دروغ های زیبایی

پند آموز , داستانک

2018-05-21 / گردآوری:
نظر خود را بنویسید-نظرات کاربران (۰)
فیلم پرشین ویچارخونه
اس ام اس های زیبای کردی با ترجمهاس ام اس های زیبای کردی با ترجمه
عکس پروفایل روز پدر با متن احساسی برای پدرانی که فوت شده اندعکس پروفایل روز پدر با متن احساسی برای پدرانی که فوت شده اند
داستان عاشقانه واقعی کوتاه و گریه آورداستان عاشقانه واقعی کوتاه و گریه آور
متن روز پدر برای پدرانی که در بین ما نیستندمتن روز پدر برای پدرانی که در بین ما نیستند
اس ام اس دعای خیر و دعا کردناس ام اس دعای خیر و دعا کردن
چیستان و معما قرآنی با جوابچیستان و معما قرآنی با جواب
معمای جالب قتل خواهرمعمای جالب قتل خواهر
اس ام اس های زیبای غروب خورشیداس ام اس های زیبای غروب خورشید
اس ام اس های زیبا به زبان ترکی + ترجمه فارسیاس ام اس های زیبا به زبان ترکی + ترجمه فارسی
اس ام اس صبح بخیر (۳)اس ام اس صبح بخیر (۳)
معمای جالب شرلوک هلمز و قاتلمعمای جالب شرلوک هلمز و قاتل
داستان کوتاه و آموزنده کودک باهوشداستان کوتاه و آموزنده کودک باهوش
معمای سه مورچه در حال حرکتمعمای سه مورچه در حال حرکت
معمای جالب | قتل در قطارمعمای جالب | قتل در قطار
داستان پند آموز | دنیای مجازی واقعیداستان پند آموز | دنیای مجازی واقعی
معمای حاصلضرب تمام انگشتان یک دستمعمای حاصلضرب تمام انگشتان یک دست
معمای سخت کشتن مرغمعمای سخت کشتن مرغ
اس ام اس روزگار تلخاس ام اس روزگار تلخ
اس ام اس مردانگی و مردیاس ام اس مردانگی و مردی
تست هوش جالب | کشف رابطه اعدادتست هوش جالب | کشف رابطه اعداد
تست هوش تصویری: تفاوت ها را بیابید (۳)تست هوش تصویری: تفاوت ها را بیابید (۳)
داستان زیبا و آموزنده چهار فصل زندگیداستان زیبا و آموزنده چهار فصل زندگی
تست هوش تصویری: تفاوت ها را بیابید (۱۵)تست هوش تصویری: تفاوت ها را بیابید (۱۵)
اس ام اس عاشقانه (۸۹)اس ام اس عاشقانه (۸۹)
داستان کوتاه حضرت سلیمان و مورچهداستان کوتاه حضرت سلیمان و مورچه
تست هوش تصویری گربه و پلهتست هوش تصویری گربه و پله
تست هوش | یکی را حذف کنیدتست هوش | یکی را حذف کنید
اس ام اس عید سعید قربان (۴)اس ام اس عید سعید قربان (۴)
اس ام اس تبریک ولادت امام هادی(ع) (۴)اس ام اس تبریک ولادت امام هادی(ع) (۴)
متن و عکس نوشته تبریک ولادت امام جواد (ع) در سال ۹۷متن و عکس نوشته تبریک ولادت امام جواد (ع) در سال ۹۷
اس ام اس روزگار تلخاس ام اس روزگار تلخ
روی نیمکت همیشگی نشسته ام و به زن و شوهری که دست در دست هم با نگاه های عاشقانه عرض پارک را طی می کنند می نگرم و به گذشته فکر می کنم خدایا روزگار چقدر برای من تلخ گذشت...
سوژه های روز رو این جا ببینید !
دیگر جشن عروسی نگیرید، بدون عروسی ساز !!!
آرشیو برنامه های خارجی و ایرانی - داغ داغ
شیک ترین و جدیدترین مدل های لباس عروس , سفره عقد , آرایش عروس و ...
تست هوش تصویری گربه های مشابه
اس ام اس های معذرت خواهی و منت کشی (۲)
معمای جالب قتل خواهر
اس ام اس های جدید محبت آمیز
تست هوش جالب گواهینامه رانندگی
اس ام اس دوستی و رفاقتی (۸)
تست هوش جایگزینی علامت سوال
اس ام اس بوسه
معمای ریاضی مجموع ارقام متمایز
اس ام اس زیبا و عاشقانه (۶۳)
معمای جالب شرلوک هلمز و قاتل
اس ام اس های زیبا به زبان ترکی + ترجمه فارسی
اس ام اس های زیبای کردی با ترجمه
اس ام اس های زیبای غروب خورشید
اس ام اس تبریک روز پرستار (۲)
چیستان و معما قرآنی با جواب
اس ام اس دعای خیر و دعا کردن
اس ام اس مردانگی و مردی
داستان عاشقانه واقعی کوتاه و گریه آور
معمای سه مورچه در حال حرکت
داستان کوتاه حضرت سلیمان و مورچه
معمای حاصلضرب تمام انگشتان یک دست
داستان زیبا و آموزنده چهار فصل زندگی
داستان کوتاه و آموزنده کودک باهوش
اس ام اس حسادت (۱)
اس ام اس تبریک روز دامپزشکی (۱)
تست هوش جالب هندوانه های شب یلدا
معمای سخت کشتن مرغ
تست هوش تصویری گربه و پله
اس ام اس تبریک سال ۲۰۱۹ میلادی
تست هوش تصویری: تفاوت ها را بیابید (۲۲)
تست هوش تصویری: تفاوت ها را بیابید (۲۱)
عکس پروفایل کریسمس ۲۰۱۹ +پیامک های تبریک سال نو میلادی
تست هوش تصویری: تفاوت ها را بیابید (۲۰)
تست هوش تصویری: تفاوت ها را بیابید (۱۹)
یک عروسی رویایی داشته باشید ! | بهترین ها را اینجا ببینید
زیبایی اندام خانم ها( جمع کردن باسن و بالا کشیدن سینه ) در زمانی کوتاه
فال حافظ
فال روزانه
اس ام اس روزگار تلخ
اس ام اس روزگار تلخ
تست هوش تصویری گربه های مشابه
تست هوش تصویری گربه های مشابه
اس ام اس های معذرت خواهی و منت کشی (۲)
اس ام اس های معذرت خواهی و منت کشی (۲)
معمای جالب قتل خواهر
معمای جالب قتل خواهر
اس ام اس های جدید محبت آمیز
اس ام اس های جدید محبت آمیز
تست هوش جالب گواهینامه رانندگی
تست هوش جالب گواهینامه رانندگی
اس ام اس دوستی و رفاقتی (۸)
اس ام اس دوستی و رفاقتی (۸)
تست هوش جایگزینی علامت سوال
تست هوش جایگزینی علامت سوال