تاریخ نشر :دوشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۷ مشاهده : 2825 حوادث ایران RSS

قصه زندگی تلخ زن ۲۵ ساله | همسرم می‎گوید باید طلاق بگیری!

قصه زندگی تلخ زن ۲۵ ساله | همسرم می‎گوید باید طلاق بگیری! حوادث روز
خودسری، غرور و لجبازی هایم در دوران نوجوانی مرا تبدیل به دختری سر به هوا کرده بود به طوری که به حرف هیچ کس گوش نمی کردم.

خودسری، غرور و لجبازی هایم در دوران نوجوانی مرا تبدیل به دختری سر به هوا کرده بود
به طوری که به حرف هیچ کس گوش نمی کردم. داستان زندگی زن  ۲۵ ساله را در پرشین وی می توانید بخوانید .

داستان زندگی زن مشهدی

از سوی دیگر نیز هیچ گاه در مدرسه
دوستان خوبی نداشتم و هم کلاسی های محجبه ام را مسخره می کردم این رفتاره
ا و روابط بی پروا با دخترانی که درگیر ارتباط با جنس مخالف بودند زندگی مرا به جایی
کشاند که روزی همه هستی ام را از دست دادم و …

زن ۲۵ ساله در حالی که دادخواست شکایت از همسرش را در دست داشت با بیان این
که برخی اشتباهات زندگی آن قدر تاوان سنگینی دارد که آینده ات را به نابودی می کشد
در شرح قصه زندگی اش به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری پنجتن مشهد گفت:
تا جایی که به یاد دارم از همان دوران کودکی دختری خیره سر بودم و هیچ گاه به
نصیحت های مادرم گوش نمی دادم. در دوران راهنمایی و دبیرستان نیز دوستان سر
به راهی نداشتم به همین دلیل همواره مادرم مرا نصیحت می کرد که دوست خوب
انسان را به خوشبختی و سعادت می رساند و دوست بد انسان را به ورطه نابودی می کشاند.

اما من فقط با لجبازی می خواستم به خانواده‌ام اثبات کنم که نیازی به نصیحت ندارم
چرا که آن قدر بزرگ شده ام که خودم دوستانم را انتخاب کنم و خوب و بد را تشخیص بدهم.
در میان دوستانم دختری به نام «پریسا» بود که خانواده آشفته ای داشت. پدرش آلوده به مواد مخدر بود و مادرش هیچ توجهی به او نداشت.

داستان زندگی زن

زن ۲۵ ساله در دادگاه

ارتباط من و پریسا آن قدر صمیمانه بود که او مدام از روابط غیرمتعارفش با پسری
سخن می گفت که قرار بود با یکدیگر ازدواج کنند. او با قدیر ارتباط پنهانی داشت و
همواره مرا وسوسه می کرد تا در یکی از دیدارهای مخفیانه اش با قدیر، او را همراهی کنم.

پریسا آن قدر اصرار کرد که پذیرفتم تا به همراه آن ها به یکی از مراکز تفریحی بروم. وقتی
به محل قرار رسیدم پسر جوان دیگری که از دوستان قدیر بود نیز داخل خودرو حضور داشت.
پریسا در صندلی جلو نشست و من هم به ناچار در کنار «مظفر» نشستم اما قدیر پیشنهاد داد
به جای رفتن به اماکن تفریحی به ویلای یکی از اقوام مظفر برویم اگرچه من
با این موضوع مخالفت کردم ولی باز هم نتوانستم در برابر خواهش های پریسا دوام بیاورم.

آن روز در آن ویلای شوم قدیر و مظفر بعد از صرف ناهار مشروبات الکلی مصرف کردند
و من زمانی به خود آمدم که دیگر هستی ام را از دست داده بودم. با این اشتباه بزرگ
و بی آبرویی، آینده ام را به نابودی کشاندم به طوری که مدام گریه می کردم و روزهای
سختی را می گذراندم اگرچه بعد از آن روز سیاه، دیگر دوستی من و پریسا به انتها رسید
اما این موضوع چیزی از زجر روحی و آسیبی که بر من وارد شده بود، کم نمی کرد.

داستان زندگی زن جوان و ازدواجش

چند سال بعد دیپلم گرفتم و دیگر ادامه تحصیل ندادم ولی هیچ گاه نمی توانستم
آن روز شوم را فراموش کنم تا این که جوانی به نام «بهزاد» به خواستگاری ام آمد.
او از هر نظر جوان شایسته ای بود و من هم عاشقش شدم. اما چاره ای جز پنهان کردن
ماجرای آن ویلای شوم نداشتم چرا که نمی خواستم بهزاد را از دست بدهم. من
بر اثر خودسری و رفاقت با دوستان بی بند و بار زندگی ام را به تباهی کشیده بودم و نمی خواستم آینده ام را نیز نابود کنم اما بعد از شروع زندگی مشترک
با بهزاد، عذاب وجدان رهایم نمی کرد تا این که به ناچار شبی حقیقت موضوع را به بهزاد گفتم.

او که بهت زده نگاهم می کرد، ابتدا تصمیم گرفت با این ماجرایی که روحش را آزار می داد
کنار بیاید اما خیلی زود مرا متهم به دروغ گویی و پنهان کاری کرد و گفت:
نمی تواند این موضوع را فراموش کند و از کنار آن بگذرد. اکنون که شش
ماه از زندگی مشترکمان می گذرد، مانند دو انسان غریبه زیر یک سقف زندگی
می کنیم و هیچ نقطه مشترکی با یکدیگر نداریم درحالی که زندگی مشترک ما
به بن بست رسیده است بهزاد مدام تحقیرم می کند و ارتباطش با زنان دیگر را به رخم می کشد تا برای طلاق از حق و حقوقم بگذرم.

چند روز قبل نیز به بهانه ای پوچ کتکم زد و لوازم منزل را تخریب کرد
. حالا درحالی زندگی در آن خانه به یک شکنجه گاه تبدیل شده است که باید تاوان سنگینی را به خاطر اعتماد به یک دوست بی بند و بار بپردازم و …

ماجرای واقعی داستان زندگی زن با همکاری پلیس پیشگیری خراسان رضوی

روزنامه خراسان

2018-11-05 / گردآوری:
نظر خود را بنویسید - نظرات کاربران (۰)
دکتر بتول طاهریفیلم پرشین وی
راز کشته شدن نوزاد ۶ ماهه به دست عمه اش پس از ۳۲ سال برملا شد راز کشته شدن نوزاد ۶ ماهه به دست عمه اش پس از ۳۲ سال برملا شد
راز کشته شدن نوزاد شش ماهه به دست عمه اش پس از گذشت 32 سال بر ملا شد اما رازی که باعث آشفتگی دوباره مادر شد
سوژه های روز رو این جا ببینید !
درمان فوری افتادگی پلک بدون جراحی و به آسانی !
فال روزانه
تعبیر خواب
عاقبت شوم وحشتناک ترین خیانت زن به همسرش با رابطه داشتن با مرد غریبه
عذاب وجدان قاتل باعث شد تا او به همه چیز اعتراف کند | پریسا عشقم بود
جنایت خاموش مرد جوان به دستور پدر زن خود | تنها دو گلوله به همسر
تنبیه کودک شیطون در مدرسه توسط معلم عصبانی اش
سرقت در اربعین توسط زن شیطانی برملا شد
قتل برای رسیدن به عشق بعد از چند سال
فساد جوانان عامل بریده شدن گلوی زنان در خانه
قاتل جنایتکار اجاره ای | برای کشتن زنم اجیرش کرده بودم !!!
ازدواج های پنهانی معشوقه ی مرد پولدار ، کار دست او داد
خیانت به دوست با رابطه برقرار کردن با همسر وی پس از طلاق
کشف جسد در رودخانه ، نگاه ها را به سمت دوست پسر مهربان کشید
اموال مسروقه مشهد به نام زن سارق شد اما او درخواست طلاق داد!!!
بدگمانی همسر باعث قتل شهاب به دست عظیم | زیبا ، واقعا زیبا بود !!!
همسایه شیطانی زن دیوار به دیوار خود را تهدید جدی کرد
مسافرکش نما زنان جوان را با شگردهای خاصی فریب می داد
روشهای ساده ی بزرگ و کوچک کردن سینه و باسن