تاریخ نشر :دوشنبه 05 نوامبر 2018 مشاهده : 4763 حوادث ایران RSS

قصه زندگی تلخ زن ۲۵ ساله | همسرم می‎گوید باید طلاق بگیری!

قصه زندگی تلخ زن ۲۵ ساله | همسرم می‎گوید باید طلاق بگیری! حوادث روز
خودسری، غرور و لجبازی هایم در دوران نوجوانی مرا تبدیل به دختری سر به هوا کرده بود به طوری که به حرف هیچ کس گوش نمی کردم.

خودسری، غرور و لجبازی هایم در دوران نوجوانی مرا تبدیل به دختری سر به هوا کرده بود
به طوری که به حرف هیچ کس گوش نمی کردم. داستان زندگی زن  ۲۵ ساله را در پرشین وی می توانید بخوانید .

داستان زندگی زن مشهدی

از سوی دیگر نیز هیچ گاه در مدرسه
دوستان خوبی نداشتم و هم کلاسی های محجبه ام را مسخره می کردم این رفتاره
ا و روابط بی پروا با دخترانی که درگیر ارتباط با جنس مخالف بودند زندگی مرا به جایی
کشاند که روزی همه هستی ام را از دست دادم و …

زن ۲۵ ساله در حالی که دادخواست شکایت از همسرش را در دست داشت با بیان این
که برخی اشتباهات زندگی آن قدر تاوان سنگینی دارد که آینده ات را به نابودی می کشد
در شرح قصه زندگی اش به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری پنجتن مشهد گفت:
تا جایی که به یاد دارم از همان دوران کودکی دختری خیره سر بودم و هیچ گاه به
نصیحت های مادرم گوش نمی دادم. در دوران راهنمایی و دبیرستان نیز دوستان سر
به راهی نداشتم به همین دلیل همواره مادرم مرا نصیحت می کرد که دوست خوب
انسان را به خوشبختی و سعادت می رساند و دوست بد انسان را به ورطه نابودی می کشاند.

اما من فقط با لجبازی می خواستم به خانواده‌ام اثبات کنم که نیازی به نصیحت ندارم
چرا که آن قدر بزرگ شده ام که خودم دوستانم را انتخاب کنم و خوب و بد را تشخیص بدهم.
در میان دوستانم دختری به نام «پریسا» بود که خانواده آشفته ای داشت. پدرش آلوده به مواد مخدر بود و مادرش هیچ توجهی به او نداشت.

داستان زندگی زن

زن ۲۵ ساله در دادگاه

ارتباط من و پریسا آن قدر صمیمانه بود که او مدام از روابط غیرمتعارفش با پسری
سخن می گفت که قرار بود با یکدیگر ازدواج کنند. او با قدیر ارتباط پنهانی داشت و
همواره مرا وسوسه می کرد تا در یکی از دیدارهای مخفیانه اش با قدیر، او را همراهی کنم.

پریسا آن قدر اصرار کرد که پذیرفتم تا به همراه آن ها به یکی از مراکز تفریحی بروم. وقتی
به محل قرار رسیدم پسر جوان دیگری که از دوستان قدیر بود نیز داخل خودرو حضور داشت.
پریسا در صندلی جلو نشست و من هم به ناچار در کنار «مظفر» نشستم اما قدیر پیشنهاد داد
به جای رفتن به اماکن تفریحی به ویلای یکی از اقوام مظفر برویم اگرچه من
با این موضوع مخالفت کردم ولی باز هم نتوانستم در برابر خواهش های پریسا دوام بیاورم.

آن روز در آن ویلای شوم قدیر و مظفر بعد از صرف ناهار مشروبات الکلی مصرف کردند
و من زمانی به خود آمدم که دیگر هستی ام را از دست داده بودم. با این اشتباه بزرگ
و بی آبرویی، آینده ام را به نابودی کشاندم به طوری که مدام گریه می کردم و روزهای
سختی را می گذراندم اگرچه بعد از آن روز سیاه، دیگر دوستی من و پریسا به انتها رسید
اما این موضوع چیزی از زجر روحی و آسیبی که بر من وارد شده بود، کم نمی کرد.

داستان زندگی زن جوان و ازدواجش

چند سال بعد دیپلم گرفتم و دیگر ادامه تحصیل ندادم ولی هیچ گاه نمی توانستم
آن روز شوم را فراموش کنم تا این که جوانی به نام «بهزاد» به خواستگاری ام آمد.
او از هر نظر جوان شایسته ای بود و من هم عاشقش شدم. اما چاره ای جز پنهان کردن
ماجرای آن ویلای شوم نداشتم چرا که نمی خواستم بهزاد را از دست بدهم. من
بر اثر خودسری و رفاقت با دوستان بی بند و بار زندگی ام را به تباهی کشیده بودم و نمی خواستم آینده ام را نیز نابود کنم اما بعد از شروع زندگی مشترک
با بهزاد، عذاب وجدان رهایم نمی کرد تا این که به ناچار شبی حقیقت موضوع را به بهزاد گفتم.

او که بهت زده نگاهم می کرد، ابتدا تصمیم گرفت با این ماجرایی که روحش را آزار می داد
کنار بیاید اما خیلی زود مرا متهم به دروغ گویی و پنهان کاری کرد و گفت:
نمی تواند این موضوع را فراموش کند و از کنار آن بگذرد. اکنون که شش
ماه از زندگی مشترکمان می گذرد، مانند دو انسان غریبه زیر یک سقف زندگی
می کنیم و هیچ نقطه مشترکی با یکدیگر نداریم درحالی که زندگی مشترک ما
به بن بست رسیده است بهزاد مدام تحقیرم می کند و ارتباطش با زنان دیگر را به رخم می کشد تا برای طلاق از حق و حقوقم بگذرم.

چند روز قبل نیز به بهانه ای پوچ کتکم زد و لوازم منزل را تخریب کرد
. حالا درحالی زندگی در آن خانه به یک شکنجه گاه تبدیل شده است که باید تاوان سنگینی را به خاطر اعتماد به یک دوست بی بند و بار بپردازم و …

ماجرای واقعی داستان زندگی زن با همکاری پلیس پیشگیری خراسان رضوی

روزنامه خراسان

2018-11-05 / گردآوری:
برچسب ها: ,
گزارش خطا در خبر
نظر خود را بنویسید - نظرات کاربران (۰)
دکتر بتول طاهریفیلم پرشین وی
تازه داماد ۲۰ ساله در درگیری خونین در مشهد ، قاتل و فراری شد ! تازه داماد ۲۰ ساله در درگیری خونین در مشهد ، قاتل و فراری شد !
نزاع های خیابانی به دلایل کودکانه و تنها از روی احساسات می تواند عواقب جبران ناپذیری داشته باشند که در این چاقوکشی در مشهد شاهد آن بوده ایم.
سوژه های روز رو این جا ببینید !
جوانسازی صورت ، لیفت و کوچک و بزرگ کردن سینه
فال روزانه
تعبیر خواب
برای انتقام از همسرم ، زنان تهرانی را به دام می انداختم !
رسوایی جنسی برادر خواننده مشهور زن ؛ با دختر ۱۱ ساله ی همسرش !
اولین فیلم از هتل قرنطینه ای کرونا در تهران
شرط بخشش آرمان ، قاتل غزاله شکور اعلام شد
تجاوز پارسا به لیلا در پارتی شبانه و اخاذی با فیلم سیاه دختر دانشجو
فیلم گروگانگیری مسلحانه دختر جوان در استاد معین تهران
همسرم ، آزاده را با مرد غریبه در خانه ام دیدم ، سرش را بریدم
علت فرار پروانه از شوهر پورشه سوار ، در ماه عسل پاریس و ونیز چه گذشت ؟
افشای علت وحشتناک طلاق های صوری در مازندران لو رفت !
ماجرای تلخ فروش خواهر کوچکتر به ۷ مرد هوسباز
دعوای همسر اول و دوم یک مرد در دادگاه ؛ راز پنهانی همسر دوم چه بود ؟
چرا مرد ، قاتلِ همسر دومش شد ؟ راز عجیب پزشکی قانونی !
تکه پاره شدن دختربچه گلفروش توسط سگ ولگرد در شهرری + عکس دلخراش
آخرین صحبتهای پدر غزاله شکور درباره حکم اعدام آرمان
سپیده دختر ته تغاری من ، عروس موقت مردها شد !
روشهای ساده ی بزرگ و کوچک کردن سینه و باسن