انشا درباره شهید فهمیده و روز نوجوان؛ ۶ متن ساده و خواندنی

انشا درباره شهید فهمیده و روز نوجوان را میتوان با یک پرسش ساده شروع کرد: من امروز چه کاری میتوانم برای بهتر شدن زندگی خودم و دیگران انجام بدهم؟ نام شهید محمدحسین فهمیده با هشتم آبان پیوند دارد. در این مجموعه از پرشینوی، شش نمونه کوتاه، سهبخشی، نامهای و داستانی میخوانید. برای نوشتن تکلیف خودتان، نمونه مناسب را انتخاب کنید و فکرها و تجربههای خودتان را به آن اضافه کنید.
۱. انشا درباره شهید فهمیده کوتاه و ساده
وقتی نام شهید محمدحسین فهمیده را میشنوم، به نوجوانی فکر میکنم که نامش در یاد مردم مانده است. او هنگام شهادت سیزده سال داشت و هشتم آبان، سالروز شهادت او، روز نوجوان نام گرفته است. این روز برای من فرصتی است تا درباره شجاعت و مسئولیت فکر کنم. من هنوز چیزهای زیادی برای یاد گرفتن دارم، اما میتوانم از همین امروز کارهای خوبی انجام بدهم؛ مثلاً به دوستم کمک کنم، اشتباهم را بپذیرم و مراقب وسایل مدرسه باشم. دوست دارم وقتی بزرگتر شدم، از روزهای نوجوانیام خاطرههایی داشته باشم که با یادشان لبخند بزنم.
۲. انشا درباره شهید فهمیده و روز نوجوان با مقدمه و نتیجه
مقدمه
بعضی نامها باعث میشوند کمی بیشتر فکر کنیم. نام شهید محمدحسین فهمیده برای من یکی از همین نامهاست. وقتی درباره سن او میخوانم، به این فکر میکنم که نوجوانی فقط زمانی برای بزرگتر شدن نیست؛ روزهایی است که کمکم انتخاب کردن و مسئول بودن را یاد میگیریم.
بدنه
در زندگی روزانه، بارها باید میان کار آسان و کار درست یکی را انتخاب کنیم. گاهی آسانتر است اشتباه خودمان را پنهان کنیم یا تقصیر را گردن دیگری بیندازیم. اما اگر راست بگوییم، شاید بتوانیم اشتباهمان را هم جبران کنیم. به نظرم این کار به شجاعت نیاز دارد.
من با خواندن درباره شهید فهمیده، به ارزش فداکاری و اهمیت دیگران فکر میکنم. دوست دارم این فکر در رفتارم هم دیده شود. اگر دوستم درسی را نفهمیده، میتوانم با حوصله توضیح بدهم. اگر در خانه کاری از دستم برمیآید، منتظر نمانم همیشه دیگران آن را انجام بدهند.
در روز نوجوان، از خودم میپرسم چه چیزی را باید بهتر یاد بگیرم. شاید جوابم خوب گوش دادن، منظمتر شدن یا تمام کردن کاری باشد که شروع کردهام. اینها کارهای کوچکی هستند، اما انجام دادنشان به تمرین نیاز دارد.
نتیجهگیری
دوست دارم یاد شهید فهمیده برای من همراه با فکر کردن و بهتر عمل کردن باشد. امسال تصمیم میگیرم یکی از کارهایی را که میتوانم انجام بدهم انتخاب کنم و تا پایان هفته پیگیرش بمانم. میخواهم تصمیمم فقط روی کاغذ نماند.
۳. نامهای به شهید محمدحسین فهمیده
شهید محمدحسین فهمیده عزیز، سلام.
این نامه را پشت میز کوچکم مینویسم. کنار دستم مداد، پاککن و کتابی است که هنوز چند صفحهاش را نخواندهام. امروز نام شما را دیدم و به این فکر کردم که روزهای نوجوانی چقدر زود میگذرند. من گاهی برای بزرگ شدن عجله دارم، ولی بعضی وقتها از مسئولیتهای تازه میترسم.
گاهی یک مسئله سخت ریاضی باعث میشود دفترم را ببندم. گاهی هم از پرسیدن سؤال خجالت میکشم، چون میترسم بقیه فکر کنند چیزی بلد نیستم. بعد به خودم میگویم اگر سؤال نپرسم، چطور باید یاد بگیرم؟ دوست دارم جرئت کنم و برای فهمیدن بیشتر تلاش کنم.
از شما که مینویسم، یاد کشورم هم میافتم؛ جایی که خانواده، دوستان و خاطرههایم در آن هستند. من دوست دارم برای مردمش مفید باشم. هنوز نمیدانم در آینده چه شغلی خواهم داشت، اما میدانم که از حالا میتوانم درست درس بخوانم، به دیگران احترام بگذارم و کاری را که به عهده گرفتهام نیمهتمام رها نکنم.
دلم میخواهد وقتی سال بعد دوباره روز نوجوان رسید، بتوانم از پیشرفت کوچکی حرف بزنم. مثلاً بگویم کتابی را تمام کردهام، در کاری به خانوادهام کمک کردهام یا یاد گرفتهام در یک اختلاف، آرامتر حرف بزنم.
نامهام را با احترام به یاد شما تمام میکنم. حالا میخواهم کتاب کنار دستم را باز کنم و همان چند صفحه باقیمانده را بخوانم.
برای ادامه دادن موضوع دوست داشتن سرزمین و کمک به مردم، نمونههای انشا در مورد وطن هم ایدههایی برای نوشتن با زبان خودتان دارند.

۴. انشا داستانی درباره روز نوجوان در کلاس ما
در این داستان، قرار بود برای روز نوجوان تابلویی درست کنیم. هر کس باید روی یک کارت مینوشت چه کاری را میتواند بهتر انجام بدهد. من ماژیک آبی را برداشتم و نوشتم: «من میتوانم دوست خوبی باشم.» جمله قشنگی بود، اما وقتی خواستم کارتم را بچسبانم، مکث کردم.
همان صبح، دوستم از من خواسته بود مسئلهای را برایش توضیح بدهم. من عجله داشتم و گفته بودم بعداً کمکش میکنم. بعد هم زنگ تفریح خورده بود و قولم را فراموش کرده بودم. حالا جمله روی کارت به نظرم کمی ناتمام میآمد.
کارت را روی میزم گذاشتم و از دوستم پرسیدم هنوز برای مسئله کمک میخواهد یا نه. او دفترش را باز کرد. اول خواستم جواب را نشانش بدهم، ولی بعد با هم شکل کشیدیم و قدمبهقدم پیش رفتیم. وقتی خودش به جواب رسید، خوشحال شد. من هم فهمیدم توضیح دادن، حوصله بیشتری از نشان دادن جواب میخواهد.
بعد از کلاس، زیر جمله کارتم یک خط دیگر نوشتم: «وقتی قول کمک میدهم، یادم میماند.» حالا نوشتهام به یک اتفاق واقعی در همان روز وصل شده بود. کارتم را کنار کارتهای دیگر چسباندم. یکی درباره مرتب کردن کیف نوشته بود و دیگری درباره قطع نکردن حرف بقیه.
آن روز تابلوی ما پر از قولهای بزرگ نشد. پر از کارهایی شد که میتوانستیم از همان مدرسه شروع کنیم. من هر بار از کنار تابلو رد میشوم، به خط دوم کارتم نگاه میکنم تا قولم را فراموش نکنم.
اگر میخواهید داستانتان روی رابطه با همکلاسیها تمرکز داشته باشد، انشا در مورد دوستی موضوع نزدیک دیگری برای تمرین است. برای فعالیت کنار نوشته هم میتوانید کاردستی روز نوجوان با مقوا را بسازید و تصمیم خودتان را روی آن بنویسید.

۵. انشا درباره روز نوجوان و آرزوهای من
مقدمه
اگر از من بپرسند در آینده چهکاره میشوم، شاید هر بار جواب تازهای بدهم. یک روز دلم میخواهد معلم باشم و روز دیگر به ساختن وسیلههای تازه فکر میکنم. اما وقتی به روز نوجوان میرسم، میفهمم لازم نیست از حالا همه جوابها را بدانم.
بدنه
فعلاً میتوانم چیزهای بیشتری امتحان کنم و علاقههایم را بشناسم. وقتی کتاب میخوانم، نقاشی میکشم، ورزش میکنم یا در یک کار گروهی شرکت میکنم، کمکم میفهمم از چه کاری لذت میبرم و برای چه چیزی باید بیشتر تلاش کنم.
یکی از آرزوهایم این است که آدم قابل اعتمادی باشم. دوست دارم اگر کسی کاری به من سپرد، بداند آن را فراموش نمیکنم. برای تمرین، از کارهای خانه شروع میکنم؛ مثلاً کتابهای خودم را جمع میکنم و وسایلی را که قرض گرفتهام به موقع پس میدهم.
نام شهید فهمیده در روز نوجوان، من را به فکر مسئولیت میاندازد. دلم میخواهد از وقتی که برای یاد گرفتن دارم خوب استفاده کنم. قرار نیست هر روز کار بزرگی انجام بدهم، اما میتوانم کاری کوچک را درست و کامل به پایان برسانم.
نتیجهگیری
برای آیندهام آرزوهای زیادی دارم. اولین قدمم این است که منتظر بزرگ شدن نمانم و از همین امروز یک عادت خوب را تمرین کنم. امسال میخواهم هر هفته زمانی برای خواندن کتاب دلخواهم کنار بگذارم و درباره چیزی که فهمیدهام چند جمله بنویسم.
اگر میخواهید تصمیم پایانی انشا را به مطالعه پیوند بزنید، از انشا در مورد کتاب و کتابخوانی برای پیدا کردن زاویه تازه کمک بگیرید.

۶. انشا درباره شجاعت و مسئولیت در نوجوانی
قبلاً فکر میکردم شجاع بودن یعنی هیچوقت نترسیدن. اما حالا میبینم بعضی کارهای معمولی هم جرئت میخواهند. برای من، یکی از آنها گفتن جمله «اشتباه کردم» است. وقتی چیزی را میشکنم یا قولی را فراموش میکنم، گفتن حقیقت همیشه آسان نیست.
به نظرم آدم مسئول کسی است که بعد از پذیرفتن اشتباه، برای جبران آن هم قدم بردارد. اگر وسیله دوستم را خراب کردهام، فقط گفتن «ببخشید» کافی نیست؛ باید با کمک بزرگترها ببینم چطور میتوانم درستش کنم یا خسارتش را جبران کنم.
وقتی درباره شهید محمدحسین فهمیده و فداکاری میخوانم، از خودم میپرسم چقدر به دیگران توجه دارم. آیا فقط وقتی کسی مرا میبیند کار خوب انجام میدهم؟ آیا میتوانم در یک کار گروهی، سهم خودم را درست انجام بدهم و زحمت را روی دوش بقیه نیندازم؟
روز نوجوان برای من فرصتی است تا جواب این پرسشها را در رفتارم پیدا کنم. شاید هنوز در خیلی از کارها به راهنمایی نیاز داشته باشم. کمک خواستن هم بخشی از یاد گرفتن است. دوست دارم هم جرئت پرسیدن داشته باشم و هم حوصله شنیدن جواب را.
این هفته از یک کار مشخص شروع میکنم: وقتی در گروه کلاس مسئولیتی میگیرم، زمان انجامش را مینویسم و کارم را به موقع تحویل میدهم. اگر هم مشکلی پیش آمد، زود خبر میدهم تا با کمک هم راهی پیدا کنیم.
شهید فهمیده که بود و روز نوجوان چه تاریخی است؟
شهید محمدحسین فهمیده در ۱۶ اردیبهشت ۱۳۴۶ در قم متولد شد و در ۸ آبان ۱۳۵۹، در سیزدهسالگی و در دوران دفاع مقدس به شهادت رسید. هشتم آبان در تقویم رسمی کشور روز نوجوان و بسیج دانشآموزی است. در سال ۱۴۰۵، این مناسبت به جمعه ۸ آبان، برابر با ۳۰ اکتبر ۲۰۲۶ میرسد.
چگونه برای روز نوجوان انشای متفاوت بنویسیم؟
یک سؤال شخصی برای نوشته انتخاب کنید
پیش از نوشتن، یکی از این سؤالها را انتخاب کنید: «مسئولیت من در کلاس چیست؟»، «چه زمانی برای انجام کار درست جرئت لازم داشتم؟» یا «کدام عادت را میخواهم بهتر کنم؟» وقتی نوشته پاسخ یک سؤال مشخص باشد، کمتر به جملههای کلی و تکراری نیاز پیدا میکنید.
برای بدنه، یک مثال روشن بیاورید
به جای چند بار نوشتن «باید مهربان باشیم»، بگویید مهربانی در یک موقعیت چه شکلی دارد. مثلاً وقتی همکلاسی تازهواردتان کسی را نمیشناسد، چطور او را به جمع دعوت میکنید؟ اگر فضای نوشته در مدرسه است، نمونههای انشا درباره حیاط مدرسه به پیدا کردن جزئیات محیط کمک میکنند.
برای فکر کردن به خدمت و توجه به دیگران هم میتوانید کار آدمهای اطرافتان را ببینید. انشا در مورد پرستار نمونهای از پرداختن به مراقبت از مردم است. از این موضوعها ایده بگیرید، اما تمرکز نوشته خودتان را روی روز نوجوان و انتخابهایتان نگه دارید.
بخش تاریخی و بخش داستانی را روشن بنویسید
در معرفی شهید فهمیده، نام و تاریخها را درست بنویسید. اگر داستانی درباره کلاس خودتان میسازید، آن را با عنوان داستانی بیاورید. برای نامه هم میتوانید احساس و پرسش خودتان را بنویسید، بدون اینکه از زبان شهید پاسخ یا گفتوگویی بسازید.
پایان انشا یک تصمیم شدنی داشته باشد
به جای پایانهای شبیه هم، یک تصمیم کوچک انتخاب کنید که بتوانید توضیحش بدهید. مثلاً «این هفته کتاب قرضی را پس میدهم» یا «در کار گروهی، سهم خودم را به موقع انجام میدهم». بعد نوشته را بلند بخوانید و هر جمله دشوار یا تکراری را سادهتر کنید.
پرسشهای کوتاه درباره انشای روز نوجوان
آیا این موضوع فقط برای کلاس ششم است؟
خیر. دانشآموز میتواند متناسب با تکلیف معلم و توان نوشتن خود، نمونه کوتاه یا متن سهبخشی را انتخاب کند و واژهها را سادهتر بنویسد.
برای مقدمه چه بنویسیم؟
با یک پرسش یا فکر شخصی شروع کنید؛ مثلاً «وقتی روز نوجوان را در تقویم دیدم، از خودم پرسیدم امسال چه چیزی را بهتر یاد گرفتهام؟» سپس آن را به موضوع اصلی پیوند بدهید.
آیا لازم است جزئیات جنگ را در انشا بیاوریم؟
برای نوشتهای کوتاه درباره روز نوجوان، معرفی روشن شهید فهمیده و پرداختن به مفهوم فداکاری، احترام و مسئولیت کافی است. جزئیات نوشته را با موضوع تکلیف هماهنگ کنید.
منابع
- مرکز تقویم مؤسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران؛ تقویم رسمی کشور سال ۱۴۰۵، مناسبت هشتم آبان.
- نوید شاهد، پایگاه اطلاعرسانی فرهنگ ایثار و شهادت؛ معرفی شهید محمدحسین فهمیده و گزارش سالروز شهادت ایشان.
- معاونت فرهنگی و دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی گلستان؛ معرفی شهید محمدحسین فهمیده و روز نوجوان.











