داستان جالب | یک بام و دو هوا

داستان جالب | یک بام و دو هوا
سال‌ها پیش، پیرزنی با دختر و پسرش و داماد و عروسش با هم زندگی می‌کردند...

داستان جالب یک بام و دو هوا

داستان جالب یک بام و دو هوا ,سال‌ها پیش، پیرزنی با دختر و پسرش و داماد و عروسش با
هم زندگی می‌کردند.
در یک شب گرم تابستان ، همه روی پشت بام خانه خوابیده بودند.
یک طرف بام، عروس و پسرش خوابیده بودند و طرف دیگر بام، دختر و دامادش.
داستان جالب پیرزن دید که پسر و عروسش به هم چسبیده خوابیده‌اند، بیدارشان کرد و گفت: «در این هوای به
این گرمی خوب نیست به هم چسبیده باشید، از هم جدا بخوابید!»

داستان یک بام و دو هوا

پیرزن نگاهی به دختر و دامادش در طرف
دیگر بام انداخت.
دید که آن دو با فاصله از هم خوابیده‌اند.
گفت: «در هوای به این سردی، خوب نیست از هم جدا بخوابید.
بروید کنار هم!»

داستان جالب یک بام و دو هوا

داستان یک بام و دو هوا

عروس که این طور دید بلند شد
و گفت: «قربون برم خدا را یک بام و دو هوا را یک بر بام زمستون یک بر بوم تابستون»

یکی بود

عروسی ساز

مدیسه

نو عروس

تورهای نوروز 97

رایانمهر

تلگرام پرشین وی

مدیسه
چهل نما
اس ام اس شهادت حضرت فاطمه (س) (۵)
اس ام اس شهادت حضرت فاطمه (س) (۵)
داستان جالب | آزمون دامادها
داستان جالب | آزمون دامادها
تست هوش تصویری | تفاوت ها را بیابید (۴۹)
تست هوش تصویری | تفاوت ها را بیابید (۴۹)
اس ام اس های عاشقانه شب بخیر (۱۷)
اس ام اس های عاشقانه شب بخیر (۱۷)
داستان کوتاه | کار شیطان
داستان کوتاه | کار شیطان
تست هوش فضایی | مکعب نادرست
تست هوش فضایی | مکعب نادرست
اس ام اس عاشقانه (۹۱)
اس ام اس عاشقانه (۹۱)
داستان کوتاه | شیر ناصرالدین شاه
داستان کوتاه | شیر ناصرالدین شاه
چهل نما
رایانمهرامیران پرواز