کودکی بازیگر سریال خط قرمز در آغوش مادر مرحومش

بازیگر نقش کامران در سریال خط قرمز که پزشکی را ادامه داد و هم اکنون در کلینیک خودش با نخ به کارهای زیباییی پوست می پردازد. او ارتباط عمیقی با مادر مرحومش داشت. مادر مرحوم ایمان اشراقی را در پرشین وی ببینید.
مادر مرحوم ایمان اشراقی
کودکی بازیگر سریال خط قرمز در آغوش مادر مرحومش
در رابطه با سالهای خوب تلویزیون در زمینه سریالسازی بارها صحبت کردیم، سالهایی در دهههای شصت، هفتاد و اوایل هشتاد که به نوعی دوران طلایی سیما محسوب میشوند و معمولاً در هر سال حداقل دو سریال استاندارد و پرمخاطب از تلویزیون پخش میشد، سریالی که هرکدام حال و هوای خاصی داشتند. یعنی در آن دوران سریالهای کمدی، آثار مناسبتی، سریالهای پلیسی، طنزهای آیتمی، سریالهای خانوادگی، سریالهای تاریخی و… هرکدام این قابلیت را داشتند که با استقبال مردمی روبهرو شوند و به قول معروف خیابانها را خلوت کنند.
قابهای خوش رنگ و لعاب
یکی از سریالهای شاخص آن دوران «خط قرمز» بود، سریالی به کارگردانی قاسم جعفری که در پاییز سال ۸۰ از شبکه سوم سیما روی آنتن رفت و هر هفته سهشنبهها، بینندگان زیادی را به سمت خود جذب میکرد. سریال «خط قرمز» با وجود اینکه از هنرمندان مطرح و ستارههای سینما و تلویزیون در گروه بازیگرانش بیبهره بود، اما به دلیل حال و هوای خاص و داستان پرکشش و جذابی که داشت، در دسته سریالهای محبوب رسانه ملی جا گرفت و به یکی از آثار سیما تبدیل شد که در طول دو دهه اخیر، بارها و بارها از شبکههای مختلف بازپخش شد.
«خط قرمز» ویژگیهای فراوانی داشت که به دیده شدنش بسیار کمک کرد. اولین نکته جذابیتهای بصری و خوش رنگ و لعاب بودن آن بود. لوکیشنهای جذاب شمال بسیار به این فیلم کمک میکرد و جعفری هم با علم به این مسئله در بسیاری از صحنهها از ویژگیهای طبیعت (جنگل، دریا، ساحل و…) به زیبایی استفاده کرده بود. چند ریزهکاری دیگر هم باعث شده بود که این سریال با اقبال عمومی مواجه شود، مخصوصاً از جانب قشر جوان، مواردی مثل استفاده از ماشینهای جیپ کروکی و پاترول که برای بسیاری از جوانهای آن دوران، ماشینهای محبوبی بود.
ویژگی دیگری که در «خط قرمز» مورد توجه قرار داشت، داستان پرکشش و خاص این سریال بود. علیرضا بذرافشان و شعله شریعتی قصه جسورانهای را برای این سریال نوشته بودند که هم خانوادهها آن را دوست داشتند هم جوانها، چون بسیاری از دغدغههای جوانان در این اثر مطرح شده بود و بسیاری از مخاطبان اثر از تصمیم شخصیتهای اصلی داستان که البته فرجام بدی داشت، دفاع هم میکردند. خط اصلی داستانی این سریال قصه چند جوان بود که از خانوادههایشان دل بریده بودند و هرکدام با انگیزههای مختلف، برای رسیدن به آینده پا در سفری گذاشته بودند که هیچ چیزی از آخر و عاقبت آن نمیدانستند. این جوانها با چشمانی بسته در مسیری قرار گرفتند که نتیجه خوشی نداشت و حتی به مرگ یکی از اعضا و درگیریهای ریز و درشت دیگر و بازداشت شدن و… هم منجر شد.
ویژگی بعدی تواناییهای قاسم جعفری در مقام کارگردان سریال بود. او برای این پروژه مانند سریال قبلیاش «همسفر» با تکیه بر تیم بازیگران جوانی که با آنها در ارتباط بود، سریالش را به روی آنتن فرستاد. اکثر چهرههایی که نقشهای اصلی «خط قرمز» را بر عهده داشتند، هنرپیشههای جوانی بودند که تجربه بازی در نقشهای محوری را نداشتند و این سریال قرار بود که به سکوی پرتاب آنها تبدیل شود. همین مسئله کار را برای کارگردان پروژه بسیار سخت میکند، سروکله زدن با عدهای جوان که برای کارهای سادهتری هم کنترل آنها دشوار است، سختی کارگردانی در این سریال را چند برابر کرده بود. اگرچه جعفری با علم به این موضوع ترجیح داده بود که از گروهی جدید برای بازی در سریالش استفاده کند، وگرنه خیلی راحت میتوانست از بازیگران مطرح و شناخته شده آن سالها استفاده کند و با دردسر کمتری پروژه را نهایی کند. این ماجرا شاید از نظر تکنیکی باعث بروز ضعفهایی در زمینه بازیها در سریال هم شده باشد، اما نکات مثبت فراوانی داشت، از میزان کمتر بودن حقوق دریافتی این بازیگران جدید گرفته تا بکر بودن چهره و بازیشان برای مخاطب، معرفی چهرههای جدید به سینما و تلویزیون ایران و راحتتر کار کردن با جوانهایی که تشنه یادگیری بودند.
اینستاگرام _ آنا














