انشا درباره دانشآموز خوب؛ ۴ متن کوتاه و داستانی

برای نوشتن انشا درباره دانشآموز خوب، از یک رفتار واقعی شروع کنید: آماده کردن وسایل فردا، دنبال کردن جواب یک سؤال یا گوش دادن به نظر اعضای گروه. این جزئیات نشان میدهند ویژگیهایی مثل نظم و مسئولیتپذیری در زندگی مدرسه چه شکلی دارند. در این مجموعه از پرشینوی چهار نمونه کوتاه، داستانی و گفتوگویی میخوانید؛ دو نمونه هم مقدمه، بدنه و نتیجه مشخص دارند. ماجراها خیالیاند و میتوانید با الهام از آنها، تجربه و نظر خودتان را بنویسید.
انشا درباره ویژگیهای دانشآموز خوب کوتاه و ساده
از نظر من، دانشآموز خوب کسی است که برای یاد گرفتن تلاش میکند و به دیگران هم احترام میگذارد. او وقتی چیزی را نمیفهمد سؤال میپرسد و اگر جوابش اشتباه باشد، دوباره فکر میکند. من دوست دارم وسایل مدرسهام را خودم آماده کنم و کاری را که به عهده گرفتهام تمام کنم. در کار گروهی هم به حرف دوستانم گوش بدهم. بعضی درسها را زود یاد میگیرم و برای بعضی درسها تمرین بیشتری لازم دارم. وقتی به صفحههای قبلی دفترم نگاه میکنم، پیشرفتم را میبینم. برای من، دانشآموز خوب بودن یعنی هر روز یک قدم در یاد گرفتن و رفتارم جلو بروم؛ حتی اگر آن قدم کوچک باشد.
انشا با مقدمه و نتیجه؛ برنامه سهخطی من برای مدرسه

مقدمه
یک روز صبح، درست وقتی میخواستیم از خانه بیرون برویم، یادم افتاد دفتر علومم را پیدا نکردهام. روی میز، داخل کشو و زیر کتابها را گشتم. دفتر همانجا بود که شب قبل نقاشی کشیده بودم، اما پیدا کردنش چند دقیقه طول کشید.
بدنه
عصر به وسایل روی میزم نگاه کردم. تصمیم گرفتم برای روز بعد یک برنامه خیلی کوتاه بنویسم. روی کاغذ فقط سه کار نوشتم: نگاه کردن به برنامه فردا، آماده کردن کتابها و گذاشتن جامدادی در کیف. کاغذ را کنار میز گذاشتم تا جلوی چشمم باشد.
اول فکر میکردم باید تمام وسایلم را یکدفعه مرتب کنم، اما این سه کار سادهتر بود. برنامه کلاس را دیدم و فهمیدم فردا به دفتر نقاشی احتیاج ندارم. کتابهای لازم را داخل کیف گذاشتم و مدادم را تراشیدم. بعد، جای مشخصی برای دفترهایی پیدا کردم که قرار نبود همراهم ببرم.
صبح روز بعد، پیش از خروج فقط یک بار کیفم را نگاه کردم. دیگر لازم نبود با عجله دنبال دفتر بگردم. در مدرسه هم وقتی معلم گفت کتاب را باز کنیم، زود پیدایش کردم. این کار کوچک، شروع روزم را آرامتر کرده بود.
البته بعضی شبها باز هم یادم میرفت. برای همین، کاغذ سهخطی را نگه داشتم. کمکم فهمیدم برای من، منظم شدن با یک کار کوچک و تکرار کردنش پیش میرود.
نتیجهگیری
حالا وقتی از دانشآموز خوب حرف میزنم، یاد همان سه خط میافتم. هنوز چیزهای زیادی هست که باید یاد بگیرم، اما آماده کردن وسایل فردا، مسئولیتی است که میتوانم خودم انجامش بدهم.
انشای گفتوگویی؛ دانشآموز خوب چه ویژگیهایی دارد؟

در این گفتوگوی خیالی، دو همکلاسی بعد از زنگ آخر روی نیمکت حیاط نشستهاند.
هانا: برای انشا نوشتهام دانشآموز خوب همیشه جواب سؤالها را بلد است.
ریحانه: پس وقتی درس تازه شروع میشود چه؟ آن موقع خیلی از چیزها را هنوز یاد نگرفتهایم.
هانا: راست میگویی. امروز من فرق دو شکل را نفهمیدم، ولی تو زود تشخیص دادی.
ریحانه: من هم روش دیگری را که معلم گفت نفهمیدم. برای همین پرسیدم یک بار دیگر نشان بدهد.
هانا: شاید بهتر باشد بنویسم دانشآموز خوب دنبال فهمیدن است. حتی وقتی جواب را نمیداند.
ریحانه: و وقتی دوستش جواب میدهد، صبر میکند حرف او تمام شود. من گاهی از هیجان، وسط حرف دیگران میپرم.
هانا: من هم بعضی وقتها فقط منتظرم نوبتم شود. شاید بتوانیم فردا در کار گروهی، اول نظر همه را بشنویم.
هانا دفترش را باز کرد. جمله اول را پاک نکرد؛ فقط کنارش یک علامت گذاشت و زیر آن نوشت: «دانشآموز خوب سؤال دارد، گوش میدهد و برای فهمیدن تلاش میکند.» بعد از ریحانه پرسید کدام قسمت نوشته هنوز به مثال احتیاج دارد.
برای نوشتن از رابطه همکلاسیها، در انشا در مورد دوستی هم نمونههای دیگری پیدا میکنید. اگر میخواهید درباره پرسیدن سؤال با وجود خجالت بنویسید، یکی از متنهای انشا درباره شجاعت و فداکاری به همین موقعیت میپردازد.
انشا داستانی درباره دانشآموز خوب؛ پلی که با شنیدن ساخته شد

مقدمه
معلم به هر گروه چند تکه مقوا داد تا یک پل کوچک بسازیم. گروه ما سه نفر بود. من از همان اول شکلی را که در ذهنم داشتم روی کاغذ کشیدم و گفتم بهتر است زود شروع کنیم.
بدنه
دوستم نوار باریکی از مقوا تا زده بود و میخواست پیشنهادی بدهد. هنوز حرفش تمام نشده بود که گفتم نقشه من آماده است. فکر میکردم اگر زود تصمیم بگیریم، کارمان هم زودتر تمام میشود. مقوا را روی دو پایه گذاشتیم، اما وسط آن پایین رفت.
چند لحظه به پل خمشده نگاه کردیم. این بار از دوستم خواستم ایدهاش را نشان بدهد. گفت میتوانیم زیر پل یک نوار تاخورده بگذاریم و امتحان کنیم. نفر سوم گروه هم پیشنهاد داد اول پایهها را همفاصله کنیم. تازه فهمیدم آنها از اول مشغول فکر کردن بودهاند و من فرصت توضیح دادن به آنها نداده بودم.
کارها را تقسیم کردیم. من پایهها را نگه داشتم، یکی نوار را تا زد و دیگری جای اتصال را مشخص کرد. هر بار چیزی را عوض میکردیم، نتیجه را نگاه میکردیم و دربارهاش حرف میزدیم. این بار پل شکل مرتبتری پیدا کرد و وسطش کمتر پایین میرفت.
موقع معرفی کار، هر کدام بخش خودمان را توضیح دادیم. من هم گفتم ایده نوار زیر پل از دوستمان بود. او لبخند زد و مقوای تاخورده را به معلم نشان داد.
نتیجهگیری
آن روز همراه ساختن پل، چیزی درباره رفتار خودم یاد گرفتم. در کار گروهی، داشتن ایده خوب با شنیدن ایده دیگران کاملتر میشود. دفعه بعد، پیش از برداشتن چسب، از دوستانم میپرسم آنها چه فکری دارند.
همکاری در زنگ ورزش هم فرصت خوبی برای روایت کردن این ویژگی است. نمونههای انشا درباره تیم والیبال کلاس ما از فضای یک کار گروهی در مدرسه میگویند.
برای نوشتن از دانشآموز خوب، کدام رفتارها را مثال بزنیم؟
به یک روز معمولی خودتان فکر کنید. در کلاس، زنگ تفریح و خانه چه کارهایی انجام میدهید؟ از میان آنها، رفتارهایی را انتخاب کنید که میتوانید دربارهشان یک اتفاق روشن تعریف کنید.
- مسئولیتپذیری: کاری را که قبول کردهام پیگیری میکنم و درباره انجام شدنش پاسخ میدهم.
- پرسشگری: برای چیزی که نفهمیدهام سؤال مشخصی میپرسم و به توضیح توجه میکنم.
- نظم: برای وسایل و کارهایم جای مشخص و برنامهای متناسب با خودم دارم.
- احترام: نوبت را رعایت میکنم و اجازه میدهم دیگران هم حرفشان را بزنند.
- پشتکار: از روی اشتباهم میفهمم کدام قسمت را باید دوباره تمرین کنم.
- همکاری: سهم خودم را در گروه انجام میدهم و نظر بقیه را هم میشنوم.
این رفتارها را میتوان در صحنههای مختلف نشان داد. برای مثال، در انشا درباره حیاط مدرسه، زنگ تفریح و محل بازی زمینهای برای نوشتن از نوبت و احترام است. در نمونههای انشا درباره روز دانشآموز هم تجربههای یادگیری و فعالیت کلاسی را میخوانید.
چگونه انشای دانشآموز خوب را با تجربه خودمان بنویسیم؟
موضوع کلی را به یک رفتار کوچک تبدیل کنید
«دانشآموز خوب» موضوع بزرگی است. برای یک انشای کوتاه میتوانید فقط درباره آماده کردن کیف یا گوش دادن در گروه بنویسید. در جمله اول، رفتار یا اتفاق را معرفی کنید. جملههای بعدی را به همان موضوع وصل کنید تا نوشته از شاخهای به شاخه دیگر نرود.
ویژگی را در یک صحنه نشان دهید
به جای «من مسئولیتپذیرم»، بنویسید چه کاری را قبول کرده بودید و چگونه انجامش دادید. اگر میگویید به یاد گرفتن علاقه دارید، از سؤالی بنویسید که دنبالش رفتید. تجربه خواندن هم میتواند نمونه خوبی باشد؛ مجموعه انشا درباره کتاب و کتابخوانی برای روایت کردن ارتباط خودتان با یک کتاب ایده دارد.
از پیشرفت و تمرین خودتان هم بنویسید
لازم نیست در تمام داستان، همه کارها از اول درست پیش بروند. میتوانید توضیح بدهید چه چیزی را فراموش کرده بودید یا کدام عادت هنوز به تمرین احتیاج دارد. مهم این است که معلوم باشد خودتان چه کاری برای بهتر شدن انجام دادهاید. تجربه کوچک و واقعی شما میتواند از تعریف یک دانشآموز خیالیِ همیشه موفق، خواندنیتر باشد.
پایان را به شروع وصل کنید
اگر نوشته با گم شدن یک دفتر شروع شده، میتوانید آن را با پیدا کردن جای مشخص برای دفترها تمام کنید. اگر از یک گفتوگو شروع کردهاید، پایان میتواند جملهای باشد که بعد از شنیدن نظر دوستتان تغییر دادهاید. در انشای سهبخشی، مقدمه صحنه را معرفی میکند، بدنه اتفاقها را پیش میبرد و نتیجه، تغییر یا برداشت شما را روشن میکند.
یک بار نوشته را بلند بخوانید. جملهای را که چند بار یک حرف را تکرار میکند کوتاه کنید. اگر واژهای شبیه زبان خودتان نیست، واژه سادهتری بنویسید. نام درس، وسیلهای روی میز یا یک گفتوگوی کوتاهِ مربوط به خاطره، نوشته را شخصیتر میکند.
پرسشهای کوتاه درباره انشای دانشآموز خوب
آیا باید فقط درباره نمره بنویسیم؟
میتوانید از تلاش در درس، سؤال پرسیدن، مسئولیتپذیری، احترام و همکاری هم بنویسید. بهتر است هر ویژگی را با یک رفتار یا اتفاق مشخص نشان دهید.
برای متن کوتاه چند ویژگی انتخاب کنیم؟
یک یا دو ویژگی با یک مثال روشن، برای یک بند کوتاه کافی است. اندازه نوشته را با تکلیفی که معلم گفته هماهنگ کنید.
آیا میتوانیم از دانشآموز دیگری بنویسیم؟
بله؛ میتوانید رفتاری را که از یک همکلاسی دیدهاید روایت کنید. به جای مقایسه نمرهها و رتبهها، بنویسید کدام کار مشخص او برایتان جالب یا آموزنده بوده است.
منبع آموزشی راهنمای نوشتن
سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی؛ کتاب نگارش فارسی چهارم دبستان، تمرینهای انتخاب موضوع، بندنویسی و پیوند دادن بندها.











