تاریخ انتشار : بروزرسانی :
بیماری مرد گریزی و جنبش های زنانه زنان
ما در این مطلب قصد داریم بیماری مرد گریزی و جنبش های زنانه را برایتان به اشتراک بگذاریم

برخی از خانم ها برای عدالت خواهی و دوری از تبعیضات به فمنیست روی می آورند و در نوع افراطی تر به بیماری مرد گریزی دچار هستند. ما در این مطلب از پرشین وی قصد داریم هر آنچه را که پیرامون بیماری مرد گریزی و جنبش های زنانه باید بدانید را برایتان به اشتراک گذاریم.

بیماری مرد گریزی

پیدایش حرکتی موسوم به جنبش زنان ثمره قرن ها ظلم و ستم به زنان است.
مسلما آن چه باعث شده تا زنان مدرن را به حرکتی برای دست یابی به حقوق پایمال شده شان وا
دارد ، چیزی نیست جز وجود انواع حق کشی ها و گرفتن حقوق اولیه انسانی.
حقوقی که گاه از حقوق حیوانات نیز کمتر بوده.هر جنبشی را و هر حرکت و ایده ی انسانی را آفتی
است و هر آفتی توان تبدیل شدن به منجلابی را دارد که می تواند تمام ایده های صحیح و ناصحیح
را به باتلاق نادانی بکشد و آن ها را به قعر چاهی ببرد که در آن چیزی جز نظریات نادرست
و مدفون شده بشری نیست.

تنها راه مصون ماندن از این آفات دل سپردن و گوش فرا دادن به نقد های منصفانه ای است که
از بیرون برای درون ساخته و پرداخته می شود.
روی سخن با زنان ایرانی است.
آنهایی که قرن های متمادی کمترین حقوق ممکن خود را در دست تعصب مردانه ای دیدند که آن را به
یغما برده است.
برای زنان در تاریخی که خود آن را مردانه می نامند ، جایی نیست جز حقارت ، نه فقط در
اندیشه که در هنر ، ادبیات ، علوم ، میدان های جنگی و حتی حضور در خانه چیز دیگری ندیده
اند.

بیماری مرد گریزیبیماری مرد گریزی

نام زن در بیشتر دوران تاریخ ایران زمین جز با حقارت برده نشده.
شاید گفتن این جملات برای احساسات وطن پرستان صادقی که جز به اعتلای میهن نمی اندیشند ، دردناک باشد و
ناخوشایند ، اما واقعیتی است کتمان ناپذیر.
استاد سخن پارسی ، شیخ مصلح الدین ، سعدی شیرازی می گوید : « چه خوش گفت شاه جهان کیقباد
/ که نفرین بر زن نیک باد» و یا شیخ احمد جامی می گوید « نهان در زیر چادر قد
زن به / که یعنی قامت زن ، در کفن به » و این ها فقط نمونه های کوچکی در
نوشتار منظوم فارسی است.

بیماری مرد گریزی چیست

ملا صدرا در اسفار اربعه آشکارا زن را در شمار حیوانات می آورد : « و از عنایت های خداوند
در آفرینش زمین ، تولد حیوانات است که بعضی برای خوردن ، بعضی برای سوار شدن ، بعضی برای بار
کشیدن ، بعضی برای تجمل و بعضی برای ازدواج و آمیزش ...
» از این دست نمونه ها بسیار است.
هر چند که نباید فراموش کرد که در تاریخ ایران امثال « پوراندخت » ، « آزرمدخت » ، «
آریا دخت » ، « آزاد » و « شجرة القدر » نیز هستند ، لیکن آنقدر این تعداد محدود
است که جایگاه تاریخی ندارند و آنجا که زن در نگاه تاریخ برجسته شده ، در عشق و عاشقی است.
زن مشهور تاریخ ایران یا لیلی است یا شیرین که هر دو برای عاشقی توسط ذهن شاعر آفریده شده اند.

البته نباید انصاف را کنار گذاشت ، که وضعیت زنان در ایران در تمام گذشته تاریخی خود به مراتب بهتر
همسایگانی بود که گاه از نظر فرهنگ و تمدن سالیان سال از ایرانیان جلوتر بودند.
پیدایش حرکتی موسوم به جنبش زنان ثمره قرن ها ظلم و ستم به زنان است.
مسلما آن چه باعث شده تا زنان مدرن را به حرکتی برای دست یابی به حقوق پایمال شده شان وا
دارد ، چیزی نیست جز وجود انواع حق کشی ها و گرفتن حقوق اولیه انسانی.

مرد گریزی

حقوقی که گاه از حقوق حیوانات نیز کمتر بوده.
به راحتی می توان نتیجه گرفت که پس از هر کنشی واکنشی است و پیدایش حرکات اعتراض آمیز توسط زنان
، واکنشی بود به حقوق از دست رفته شان.

مدرنیته جهانی همانند نوری بر تمام زندگی انسانی تابید و زوایای پنهان آدمی را آشکار ساخت و یکی از همین
نقاط تاریک حقوق زنان بود.
انسان مدرن برای زندگی خود اندیشه های جدیدی را بنا نهاد و بر اساس همان اندیشه ها شالوده زندگی را
از نو طراحی کرد.
با این حال بخشی از این اندیشه ها گرفتار همان درگیری های گذشته ماند.
خروج از دنیای استبدادی و پناه بردن به آزادی ، همان که سالیان سال آروزی دیرین اندیشمندان بود از همین
پایه های مدرنیته جهانی بود که قرار بود از دل دنیای سیاه تعصبات کور و جاهلانه آدمیان راه سعادت را
برای بشر بسازد.

بیماری مرد گریزی و جنبش فمنیستی

واکنش زنان به کنش های تحقیرآمیز مردانه در تاریخ زمانی مجالی برای خودنمایی یافت ، که جهان راه مدرن شدن
را در پیش گرفت و انسانی نو متولد شده بود.
در حقیقت تشکل هایی که برای به دست آوردن حقوق از دست رفته زنان تلاش می کرد ، زمانی رنگ
جنبش و نهضت را به خود گرفت که روز به روز با موانع بیشتری در جامعه روبرو می شد.
شاید تصور می شد با آغاز عصر جدید ، زنان فرصت تازه ای برای عرض اندام در جامعه پیدا کنند
اما این ظاهر ماجرا بود.
تغییر شکل نظرات و ایده ها به تشکل و سپس تبدیل تشکل ها به جنبش و نهضت های مبارزه جویانه
، شاهد مدعاست.

در حقیقت هر چه زمان می گذشت آن چه که زنان بدان فکر می کردند و دشوار تر به نظر
می رسید و حق داشتند ، زیرا با گذشت همین زمان بود که چهره واقعی مشکلات نمایان می شد.
تحقیر های مردانه آنقدر سنگین بود که بسیاری از حقوق را نه تنها از زنان گرفته بود که حتی آن
را نابود کرده بود ، به حدی که در سالهای نخستین این حرکت ، زنان هنوز به درک درستی از
حقوق خود نرسیده بودند.

« اثبات حقوق زن » نوشته « ماری ولستون کرافت » که در سال ۱۷۹۲ دقیقا سه سال پس از
پیروزی انقلاب کبیر فرانسه نخستین تلاش های زنان برای دست یابی به حقوق خود بود.
آن چه آزادی زنان نامیده می شود از نیمه ی دوم قرن نوزدهم آغاز شد.
پایان قرون وسطی و شروع رنسانس در اروپا نقطه عطفی بود که زنان چهره سابق خود را پس بزنند.
پیش از این افرادی چون «توماس داکن» ، «سنت آگوستین» و «اکونیاس» از متولیان کلیسا آشکارا زن را جنس دوم
نامیده بودند.

جنبش های زنانه

اما با پایان قرون وسطی و آغاز پیروزی نظام بورژوازی (۱) بر فئودال ها (۲) و با تحولات چشمگیر صنعتی
، نخستین مشکل صنعت گران آشکار شد.
کمبود نیروی کار ، باعث شد تا نخستین بار پای زنان نیز به جامعه اروپایی باز شود و این زن
بود که برای نخستین بار به عنوان نیروی کار ارزان تر روانه بازار کار شد.
این حرکتی انقلابی بود چرا که آنها را از حصار ساختگی و تاریخی رها می کرد.
اما ویل دورانت درباره همین دوران اشاره جالبی می کند : « زنان نخستین مزد خود را با همان غرور
و خوشحالی گرفتند که پسران فراری از مدرسه می خواهند با یک پک سیگار روز تعطیل ، مردانگی خود را
ثابت کنند.
زن این بردگی جدید را با وجد و شادی پذیرفت.

» (۳) و یا جای دیگری می گوید : « اروپا به زن آزادی داد تا او را برده ی
مرد بسازد و از او در کارخانه کار بکشد ، همین ! » (۴) با این حال این دوران زودگذری
بود و با جنگ جهانی اول به سرعت پایان یافت و جنبش های زنان وارد عصری تازه شد.
در این دوران بود که برای نخستین بار با فشار افکار عمومی زنان ، آنان خواستان تساوی زن و مرد
شدند.
در سالهای آغازین قرن بیستم هنوز بودند کشور های مدرنی که حتی زن حق رای هم نداشتند به عنوان مثال
در ایالات متحده زنان از ۱۹۲۰ حق رای را به دست آوردند.
بودن چنین شرایطی بهانه ای شد تا سرانجام سازمان ملل متحد در سال ۱۹۴۶ کمیسیون وضع حقوقی زن را تشکیل
داد.

بیماری مرد گریزیبیماری مرد گریزی

بیشتر بدانید از فمینیسم و تأثیر آن بر زنان

کارهای جذاب‌تر از مادری

فمینیسم زنان را در موقعیتی قرار می دهد که میل و رغبت آنها برای پذیرفتن نقش های همسر و مادری از بین می رود در عوض آنها را درگیر مباحثی دیگر می کند. داشتن موقعیت اجتماعی، استقلال مالی، سرگرمیهای تعریف شده در خارج از خانه، آزادی در ارضای خواسته های تن و ... آنچه از این رهگذر نصیب زنان شد، دور افتادن از طبیعت آنها بود. به اسم زنان و حقوق آنها بدترین ستم‌ها به آنها رواداشته شد و به فروپاشیدن و تزلزل نظام خانواده و انهدام ارزش های اخلاقی انجامید. این مبحث در غرب به انقلاب جنسی معروف است.

انکار غریزه مادری

از جمله اصلی ترین نظریه پردازان فمینیسم «سیمین دوبوار» است که کتابی دارد با عنوان «جنس دوم» او در کتابش می نویسد: «به زنان از کودکی آموخته می شود که برای تربیت کودک خلق شده اند. با توجه به اینکه دو عنصر «مادری و زایمان» در مسیر سرنوشت زن تقریر شده، مشکلات این مسیر؛ قاعدگی، بیماری و حتی خستگی از کارهای شاق خانه، با آوردن بچه «امتیازی شگفت انگیز» برای زنان است که در سراسر جهان قابل توجیه است.» دوبوار با نفی و انکار غریزه مادری، آن را محصول تربیت و آن هم تربیتی مردسالارانه می داند که از کودکی دختربچه را در نقش مادر فرض می کنند.

فمینیسم

ما همه برابریم

خانواده ای را تصور کنید بدون نقش های مختص زن و مرد، برابری محض، آن هم برابری مد نظر فمینیسم، این یعنی خانواده ی خالی از مردانگی. مردان وفادار به فمینیسم یعنی مردانی که مسئولیت خانه، همسر و فرزند از شانه آنها برداشته شده و زنان با دست خود در قالب احقوق حقوق، به آنها حق کام‌جویی لحظه‌ای را داده اند. در این میان زنانی که تمایلی به نظرات فمینیسم نداشته و مایل به ساختن یک زندگی خانوادگی و داشتن فرزند و همسر هستند در چالشی دائمی با چنین مردانی که محصول فرهنگ فمینیسمند قرار می گیرند.

دو هفته / فارس


فروش دامنه های رند و سه حرفی

اخبار مرتبط

تازه ترین ها در پرشین وی

فال روز یک‌شنبه 4 مرداد ماه 1405 فال و طالع بینی

۲۰ ساعت پیش

فال روز یک‌شنبه 4 مرداد ماه 1405: فال روز یک‌شنبه 4 مرداد ماه 1405: بین شلوغی روزمره، امروز یه لحظه‌ی کوچیک برای خودت نگه دار....

پربازدیدترین‌های پرشین وی

آخرین مطالب همین بخش

برای نمایش مطالب بیشتر، صفحه را به پایین بکشید...