اشعار ولادت باسعادت امام حسین علیه السلام

مشاهده : 1253
اشعار ولادت باسعادت امام حسین علیه السلام فرهنگ و هنر و شعر
اشعار و مدایح ولادت با سعادت امام حسین (علیه السلام)

مولودی ولادت امام حسین (ع)

مولودی ولادت امام حسین ,آمد به دنیا،اُمید دلها
نور افشان شده،خورشید زهرا
آید ندا از،عرش معلا،انّ الحسینَ مصباحُ الهُدی
اباعبدالله اباعبدالله…

قبله ی شرف،کعبه ی وفا
سلامٌ علی،سبطُ المصطفی
با ملائکه شَوَم همنوا،انّ الحسینَ مصباحُ الهُدی
اباعبدالله اباعبدالله…

از مقدم او ، عالم شد دلشاد
فطرس ِ مَلَک،گردیده آزاد
لطفش از ازل،شد شامل ما،انّ الحسینَ مصباحُ الهُدی
اباعبدالله اباعبدالله…

نوکری بر تو،عنایت حق
رضایت او،رضایت حق
باید که رَویم،در راه ِ تقوی،انّ الحسینَ مصباحُ الهُدی
اباعبدالله اباعبدالله…

راه ِ حسینی،تا روز محشر
امر ِ به معروف،نهی ِ از منکر
باید که شویم،اهل کربلا،انّ الحسینَ مصباحُ الهُدی
اباعبدالله اباعبدالله…

بر عُشّاق ِ او،از قوم یزید
اثر ندارد،تحریم و تهدید
راه ِ ما باشد،راه ِ شهدا،انّ الحسینَ مصباحُ الهُدی
اباعبدالله اباعبدالله…

مولودی ولادت امام حسین

ولادت امام حسین (ع)

باز هم شب شده برخواسته ام ((لم)) دادم
این جوابی ست که بر نفس دمادم دادم

علتش صنعت شعری است اگر پاسخ را
بر تن لفظ دگر کردم و مبهم دادم

در حرارت کده ی عیسوی ات پخته شدم
از دم دم به دم تو چه قدَر دم دادم!

دِرهم دَرهم تو فقر مرا زائل کرد
بعد آن تکیه به دخل پر حاتم دادم

در کرم خانه ی تو هر که بیاید شاه است
این خبر را به همه عالم و آدم دادم

مرده ای بیش نبودم که به هوش آمده ام
مثل فطرس ز شراب تو به جوش آمده

مهربانی تو را در همه جا جار زدم
پا به جای قدم میثم تمّار زدم

قاب تصویر تو که نورٌ علی نور بُوَد
گوشه ی خانه ی دل بر روی دیوار زدم

فصل حج آمده و دور تو ای کعبه ی دل
چند دوری مَثَل گردش پرگار زدم

وحی آمد که تو مصداق «انا الحق» هستی
این چنین شد که سرم را به روی دار زدم

تا بدانند همه یوسف زهرا آمد
نرخ بالای تو را سر در بازار زدم

یوسفی آمده و باز ترنج آوردند
در خرابات وجود همه گنج آوردند

فاطمه مثل صدف، گوهر نایاب تویی
آفتاب و فلک و انجم و مهتاب تویی

اشعار تبریک ولادت امام حسین علیه السلام

آن که مشغول عبادت شده همچون زهرا
نیمه ی شب روی سجّاده ی محراب تویی

در بزرگی و مقامات تو این بس، پسر
شیر بدر و احد و خیبر و احزاب تویی

نخل شعرم چه قدَر واژه ی تازه دارد
سوره ی فجر تویی و اولوالباب تویی

به تو سوگند شعار همه ی ما این است
ما همه نوکر این خانه و ارباب تویی

«فاش می گویم و از گفته ی خود دل شادم»
از همان روز ازل اهل حسین آبادم

موج ظاهر شد و کشتی نجات آوردند
«اندر این ظلمت شب آب حیات آوردند»

«چه مبارک سحری هست و چه فرخنده شبی»
که برای همگان برگ برات آوردند

حافظ از گفتن اوصاف تو مستأصل شد
علّت این بود اگر شاخه نبات آوردند

این چه سرّی است که در وزن کلامت وزن
فاعلاتن فعلاتن فعلات آوردند

تا که پیغمبر ما کام تو را بردارد
از دل کرب و بلا آب فرات آوردند

از همان کودکی ات کرب و بلایی شده ای
خون بهای تو خدا شد که خدایی شده ای

فطرس سینه ی ما میل پریدن دارد
بس که شش گوشه ی زیبای تو دیدن دارد

عطر سیب حرمت جلوه دو چندان کرده
آن چنان که به سرش شوق وزیدن دارد

خاک کوی تو دوای همه ی محنت هاست
تربت کرب و بلای تو چشیدن دارد

شیر هر روز تو بر عهده ی پیغمبر بود
سر انگشت مبارک چه مکیدن دارد

بوسه از روی لبت کار شب و روزش بود
بوسه از غنچه ی لب های تو چیدن دارد

شهد شیرین شکر از لب تو می ریزد
به گمانم که جگر از لب تو می ریزد

مولودی ولادت امام حسین علیه السلام

ای که در مقــدم تـو بـاد صبــا گُل ریزد
پیـک شادی به نثارت همه جا گُل ریزد

شب میلاد تو عالم اگر عطـر آگیـن است
جبـرئیـل از در و از بـام و هـوا گُل ریزد

ای گُل سـرسبـد گلشـن زهـرا، جبـریل
گربه پـای تو نـریـزد به کجـا گُل ریزد

فطـرس از مقـدم تو شکـر خـدا می گوید
بـال بگشـوده و بر ارض و سما گُل ریزد

خبـری گر ز جمـال تـو بـه یوسف بـرسد
ز سـرشک شعف خود همه جا گُل ریزد

هرکسی نقش ببنـدد به لبش نام حسین
گـوئی از شـاخـۀ پُـربـار وفـا گُل ریزد

ای بقـا یـافتـه دین از تو، به پاس قدمت
خضـر پیـوستــه لب آب بقـا گُل ریزد

احتـرام حـرم از منـزلت و حُرمت توست
هاجر از شـوق تو در سعی و صفا گُل ریزد

هـر زمـانی کـه بـه محـراب نیایش آئی
روی سجّــادۀ محـراب دعـا گُل ریزد

گلفروش چمن عشقی و غیر از تو چه کس
در ره دوست گــه رنـج و بـلا گُل ریزد

تُربت اطهـر و ایثـار تو از بس خوشبوست
گـوئی ازخاک تو در کرب و بـلا گُل ریزد

می چکـد گر که ز چشمان «وفائی»اشکی
به روی خـاک تـو بـا اهـل ولا گُل ریزد

مولودی ولادت امام حسین (ع)

ساحل

2018-02-25 / گردآوری:
برچسب ها:
گزارش خطا در خبر
نظر خود را بنویسید - نظرات کاربران (۰)
فیلم پرشین وی
هاتف اصفهانی | شعر زیبای سوی خود خوان یک رهم تا تحفه جان آرم تو را هاتف اصفهانی | شعر زیبای سوی خود خوان یک رهم تا تحفه جان آرم تو را
هاتف اصفهانی شاعر توانا و مسلط به زبان فارسی و عربی بوده است وی از جمله شاعران نامی در سبک ترجیع‌بند و ترکیب‌بند می باشد.
سوژه های روز رو این جا ببینید !
فال روزانه
تعبیر خواب
۱۳ بدر در آذربایجان غربی چگونه است؟
توحی شیرازی | شعر زیبای بازی زلف تو امشب
روز جهانی انیمیشن در ۲۸ اکتبر
روز مادر | عجیب ترین مراسم های روز مادر در دنیا
احمد گلچین معانی | شعر زیبای نگهش سوی دگر بود و نگاهش کردم
جشن هالووین در ۳۱ اکتبر
مراسم عروس بران چگونه برگزار می شود؟
میلاد امام رضا (ع) | اشعار مربوط به آن روز
روز جهانی پسوریازیس در ۲۹ اکتبر
فریدونشهر | عروسی گرجی در این شهر چگونه برگزار می شود؟
جشن آبانگان در دهم آبان
مسعود سعد سلمان | شعر زیبای در بزم پادشا نگر این کاروبار گل
روز ملّی مبارزه با استکبار در ۱۳ آبان
آیین تولد فرزند در کردستان چگونه است؟
عید قربان | اشعار تبریک این روز بزرگ
فروغی بسطامی | شعر زیبای صف مژگان تو بشکست چنان دل‌ها را
روز جهانی پرتونگاری (رادیولوژی) در ۸ نوامبر
خراسان جنوبی | رمضانی‌خوانی رسم کهن خراسان جنوبی در رمضان
روز فرهنگ عمومی در ۱۴ آبان
بیدل دهلوی | شعر زیبای ای خیال قامتت آه ضعیفان را عصا
دامغان | جشنواره شیردوشان یا امامدر
کارو دردریان | شعر زیبای از بس کف دست بر جبین کوبیدم
گیلان | مراسم عروس فوشای چگونه برگزار می شود؟
مهدی اخوان ثالث | شعر زیبای منزلی در دوردست
مصر | فانوس رمضان سنت فاطمیان در این دیار
روز جهانی علم در ۱۰ نوامبر
عید غدیر | اشعار مربوط به آن (۴)
روز ملی کیفیت در ۱۸ آبان
ژاپن | جشن شکوفه های گیلاس در این کشور
روز جهانی ذات الریه در ۱۲ نوامبر
ایرج میرزا | شعر زیبای شکوه ی شاگرد
روز جهانی دیابت در ۱۴ نوامبر
دوره قاجار | مراسم جالب ازدواج بلوچ ها
قیصر امین پور | شعر زیبای این ترانه بوی نان نمی دهد
روز بزرگداشت سید محمدحسین طباطبایی در ۲۴ آبان
مریم حیدر زاده | شعر زیبای وقتی که چشات ابره
logo-samandehi