تاریخ انتشار : بروزرسانی :
شعر زیبای دیدار تلخ از فروغ فرخزاد فرهنگ و هنر و شعر
فروغ با مجموعه‌های اسیر، دیوار و عصیان در قالب شعر نیمایی کار خود را آغاز کرد. سپس آشنایی با ابراهیم گلستان، نویسنده و فیلم‌ساز سرشناس ایرانی، و همکاری با او، موجب تحول فکری و ادبی در فروغ شد. وی در بازگشت دوباره به شعر، با انتشار مجموعهٔ تولدی دیگر، تحسین گسترده‌ای را برانگیخت. سپس مجموعهٔ ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد را منتشر کرد تا جایگاه خود را در شعر معاصر ایران به‌عنوان شاعری بزرگ تثبیت کند.

شعر ديدار تلخ از فروغ فرخزاد

شعر ديدار تلخ از فروغ فرخزاد را در ادامه میخوانید ...

به زمين ميزني و ميشكني عاقبت شيشه اميدي را
سخت مغروري و ميسازي سرد در دلي آتش جاويدي را
ديدمت واي چه ديداري واي اين چه ديدار دلازاري بود
بي گمان برده اي از ياد آن عهد كه مرا با تو سر و كاري بود
ديدمت واي چه ديداري واي نه نگاهي نه لب پر نوشي
نه شرار نفس پر هوسي نه فشار بدن و آغوشي
اين چه عشقي است كه دردل دارم من از اين عشق چه حاصل دارم
مي گريزي ز من و در طلبت بازهم كوشش باطل دارم
باز لبهاي عطش كرده من لب سوزان ترا مي جويد
ميتپد قلبم و با هر تپشي قصه عشق ترا ميگويد

شعر ديدار تلخ از فروغ فرخزاد

شعر ديدار تلخ از فروغ فرخزاد

بخت اگر از تو جدايم كرده مي گشايم گره از بخت چه باك
ترسم اين عشق سرانجام مرا بكشد تا به سراپرده خاك
خلوت خالي و خاموش مرا تو پر از خاطره كردي اي مرد
شعر من شعله احساس من است تو مرا شاعره كردي اي مرد
آتش عشق به چشمت يكدم جلوه اي كرد و سرابي گرديد
تا مرا واله بي سامان ديد نقش افتاده بر آبي گرديد
در دلم آرزويي بود كه مرد لب جانبخش تو را بوسيدن
بوسه جان داد به روي لب من ديدمت ليك دريغ از ديدن
سينه اي تا كه بر آن سر بنهم دامني تا كه بر آن ريزم اشك
آه اي آنكه غم عشقت نيست مي برم بر تو و بر قلبت رشك
به زمين مي زني و ميشكني عاقبت شيشه اميدي را
سخت مغروري و ميسازي سرد در دلي آتش جاويدي را

حیات خلوت


فروش دامنه های رند و سه حرفی

اخبار مرتبط

دیدگاه شما با موفقیت ثبت شد دیدگاه شما پس از تأیید نمایش داده می‌شود.
دیدگاه شما با موفقیت ثبت شد دیدگاه شما در سایت منتشر شد.

نظرات

اولین نظر را شما ثبت کنید
فرهنگ و هنر و شعر
بیشتر >

پربازدیدترین‌های پرشین وی

آخرین مطالب همین بخش

برای نمایش مطالب بیشتر، صفحه را به پایین بکشید...