تاریخ انتشار : بروزرسانی :
فروغی بسطامی | شعر زیبای صف مژگان تو بشکست چنان دل‌ها را فرهنگ و هنر و شعر
فروغی بسطامی را جزو بهترین غزل سریان قرن سیزدهم دانسته اند که در سرودن اشعار خود از سعدی شیرازی شاعر پر آوازه پارسی گوی تبعیت می کند

فروغی بسطامی شاعر پر آوازه ایرانی که به غزل سرایی شهره می باشد و از غزل سرایان دور ه قاجار می باشد که با سه تن از پادشاهان قاجار هم دور بوده است یعنی با فتحعلی شاه , محمد شاه و ناصرالدین شاه می باشد او در اوایل شعرهای خود نخستین پادشاهان قاجار را ستایش می کرده است و از شاعران صوفی منش می باشد و غزل های عارفانه این شاعر نامور ایرانی بسیار زیبا و دلنشین می باشد در ادامه با چند شعر از شعر های وی اشنا می شوید و امیدواریم مورد توجه دوستداران ادب و فرهنگ قرار گیرد

فروغی بسطامی

صف مژگان تو بشکست چنان دل‌ها را

که کسی نشکند این گونه صف اعدا را

نیش خاری اگر از نخل تو خواهم خوردن

کافرم ، کافر، اگر نوش کنم خرما را

گر ستاند ز صبا گرد رهت را نرگس

ای بسا نور دهد دیدهٔ نابینا را

بی‌بها جنس وفا ماند هزاران افسوس

که ندانست کسی قیمت این کالا را

حالیا گر قدح باده تو را هست بنوش

که نخورده‌ست کس امروز غم فردا را

کسی از شمع در این جمع نپرسد آخر

کز چه رو سوخته پروانهٔ بی‌پروا را

عشق پیرانه سرم شیفتهٔ طفلی کرد

که به یک غمزه زند راه دو صد دانا را

سیلی از گریهٔ من خاست ولی می‌ترسم

که بلایی رسد آن سرو سهی بالا را

به جز از اشک فروغی که ز چشم تو فتاد

قطره دیدی که نیارد به نظر دریا را

فروغی بسطامی بیهترین و زیباترین اشعار فروغی بسطامی

 

اشعار فروغی بسطامی

همه جا شاهد اين نکته حباب است ، حباب

پايه عمر گران‌مايه بر آب است برآب

زان که دل درد تو را چاره شراب است، شراب

باده خور باده به بانک ني و فتواي حکيم

که مدام از مي ديرينه خراب است، خراب

بر سر کوي خرابات کسي آباد است

ور به خونم بکشد عين ثواب است، ثواب

گر به تيغم نزند محض گناه است، گناه

خون خوبان ستم پيشه عتاب است ، عتاب

رسم عشاق جگر خسته نياز است ، نياز

وان که مي با تو ننوشيد دواب است، دواب

آن که عشق تو نورزيد جماد است، جماد

خم به خم زلف تو بر چهره نقاب است، نقاب

تا تو را اهل نظر هيچ تماشا نکنند

که مدار فلک سفله شتاب است، شتاب

در سفالين قدح از شيشه مکن مي به درنگ

که ملاقات رقيب تو عذاب است، عذاب

گر فروغي نرود از سر کويت چه کند

فروغی بسطامیاشعار فروغی بسطامی شاعر دوره قاجار

شعری دیگر از اشعار فروغی بسطامی

بيار باده که هنگام مستي جان است

پيام باد بهار از وصال جانان است

که عقل بر سر بازار عشق حيران است

قدم به کوچه‌ي ديوانگي بزن چندي

گر اين کمال نيابي، کمال نقصان است

وجود آدمي از عشق مي‌رسد به کمال

حيات خضر پيمبر ز آب حيوان است

بقاي عاشق صادق ز لعل معشوق است

مگر کسي که به محنت‌سراي هجران است

به راستي همه کس قدر وصل کي داند

وگر نه جان گران‌مايه دادن آسان است

پسند خاطر مشکل پسند جانان نيست

که در ديار پري‌چهره محص درمان است

عجب مدار که در عين درد خاموشم

طناب عمر من آن موي عنبر افشان است

چراغ چشم من آن روي مجلس افروز است

دل من است که هم جمع و هم پريشان است

به ياد کاکل پرتاب و زلف پر چينش

هنوز صورت او زير پرده پنهان است

مهي که راز من از پرده آشکارا کرد

که ماه عيد همايون شاه ايران است

مه صفر ز براي همين مظفر شد

که زير رايت او آفتاب تابان است

ابوالمظفر منصور ناصرالدين شاه

بساط مجلس عيدش نشاط دوران است

طلوع صبح جمالش فروغ آفاق است

که شادکامي شاعر ز عيد سلطان است

حقایقی جالب درباره فروغی بسطامی بخوانید

میرزا عباس فروغی بسطامی غزلسرای بزرگ دوران قاجار در سال ۱۲۱۳ هجری قمری در کربلا زاده شده است. بعد از فوت پدر به ایران آمد و نزد عموی خود دوست علیخان به مازندران رفت. او ابتدا «مسکین» تخلص می‌کرد ولی پس از ورود به دستگاه شجاع‌ السلطنه، تخلص خود را به نام فروغ‌الدوله از فرزندان او به «فروغی» تغییر داد.

در غزل سرایی شیوهٔ سعدی را در پیش گرفت و الحق به خوبی از عهده برآمد. وی با قاآنی شیرازی معاشر و مصاحب بوده است. فروغی در ۲۵ محرم ۱۲۷۴ هجری قمری در تهران درگذشت.

گنجور


فروش دامنه های رند و سه حرفی

اخبار مرتبط

دیدگاه شما با موفقیت ثبت شد دیدگاه شما پس از تأیید نمایش داده می‌شود.
دیدگاه شما با موفقیت ثبت شد دیدگاه شما در سایت منتشر شد.

نظرات

اولین نظر را شما ثبت کنید
فرهنگ و هنر و شعر
بیشتر >

آخرین مطالب همین بخش

برای نمایش مطالب بیشتر، صفحه را به پایین بکشید...