مجله اینترنتی پرشین وی؛ سبک زندگی، سرگرمی و خانواده
تبلیغات
امروز:
انشا و نگارش

۷ انشا درباره کوچ پرستوها؛ قصه بال‌هایی که برمی‌گردند

۷ انشا درباره کوچ پرستوها؛ قصه بال‌هایی که برمی‌گردند

اگر پرستویی پیش از سفر روی لبه بام بنشیند، دوست دارید از او چه بپرسید؟ برای نوشتن انشا درباره کوچ پرستوها می‌توان سراغ سفر، دلتنگی، شجاعت یا تماشای بازگشت بهاری رفت. در این مجموعه از پرشین‌وی، ۷ انشای کامل با زاویه‌های متفاوت می‌خوانید؛ یک متن کوتاه، دو نمونه با مقدمه و بدنه و نتیجه، روایت از زبان پرستو، نامه، گفت‌وگو و داستان بازگشت. پس از نمونه‌ها نیز جدول ۱۰ ایده مستقل آمده تا انشای خودتان را بنویسید. بخش‌های داستانی و گفت‌وگوهای پرندگان، خیالی هستند.

۱. انشا درباره کوچ پرستوها؛ کوتاه و ساده

یک روز پاییزی چند پرستو را دیدم که روی سیم نشسته بودند. کمی بعد، یکی از آن‌ها پرواز کرد و بقیه هم از جا بلند شدند. نگاهم تا دوردست همراهشان رفت. فکر کردم سفر کردن با بال‌های کوچک چقدر شگفت‌انگیز است.

پرستوها با تغییر فصل به جاهایی می‌روند که شرایط زندگی و پیدا کردن غذا برایشان مناسب‌تر باشد. من از دیدن کوچ آن‌ها هم خوشحال شدم و هم دلم گرفت. دیگر هر صبح صدایشان را نمی‌شنیدم. با خودم گفتم هنگام بازگشتشان، حیاط دوباره پر از حرکت می‌شود. کوچ پرستوها برای من داستان رفتن و امید داشتن به بازگشت است.

۲. انشا کوچ پرستوها با مقدمه و نتیجه؛ جای خالی زیر شیروانی

مقدمه

بعضی جای خالی‌ها خیلی زود دیده می‌شوند؛ مثل جای یک کتاب روی میز یا جای دوستی در نیمکت. آن روز من جای خالی پرستوها را دیدم. زیر شیروانی خانه مادربزرگ، لانه‌ای بود که دیگر صدایی از آن نمی‌آمد.

بدنه

تابستان، وقتی روی ایوان می‌نشستم، پرستوها از بالای حیاط رد می‌شدند. گاهی آن‌قدر سریع می‌گذشتند که فقط خطی تیره در آسمان می‌دیدم. حالا برگ‌های درخت توت زرد شده بود و ایوان ساکت‌تر به نظر می‌رسید. از مادربزرگ پرسیدم: «چرا این‌همه راه می‌روند؟ همین‌جا نمی‌مانند؟»

او گفت پیدا کردن غذا برای پرندگان با عوض شدن فصل تغییر می‌کند. بعد کتاب پرندگان را آورد تا با هم بیشتر بخوانیم. من اول فقط دلم می‌خواست پرستوها کنار ما بمانند، اما کم‌کم فهمیدم خواسته من، نیاز آن‌ها را عوض نمی‌کند. پرنده باید بتواند زندگی خودش را ادامه بدهد.

آن عصر، لانه را از پایین نقاشی کردم. کنار نقاشی نوشتم: «اینجا خانه یک مسافر است.» به لانه دست نزدم. می‌خواستم خاطره‌اش را داشته باشم، بدون اینکه چیزی را خراب کنم.

نتیجه

کوچ پرستوها به من یاد داد دوست داشتن طبیعت، یعنی به زندگی موجوداتش توجه کنیم. حتی وقتی دلمان برایشان تنگ می‌شود، می‌توانیم از دور تماشایشان کنیم و برایشان سفری آرام آرزو کنیم.

۳. انشا درباره کوچ پرستوها از زبان یک پرستو؛ اولین سفر من

پرستوی جوان کنار بام سفالی و پرستوهای بالغ در آسمان روشن نزدیک لانه گلی
از زبان یک پرستو بنویسید؛ اولین سفر چه حسی دارد؟

روایت خیالی: از صبح چند بار لبه بام را نگاه کرده‌ام. این همان جایی است که اولین بار از آن پریدم، اما امروز آسمان انگار بزرگ‌تر شده است. قرار است همراه دسته راه بیفتم. هنوز دلم می‌خواهد یک دور دیگر بالای حیاط آشنا بزنم.

از کنار درخت توت می‌گذرم و برای آخرین بار سایه‌ام را روی دیوار می‌بینم. پسر کوچک خانه کنار حوض ایستاده است. دستش را بالا می‌آورد. نمی‌دانم واقعاً برای من دست تکان می‌دهد یا برای همه ما؛ من در خیال خودم جوابش را با یک دور کوتاه می‌دهم.

کمی بعد، خانه‌ها پشت سرمان کوچک می‌شوند. راه را مثل خط روی دفتر نمی‌بینم؛ زیر بال‌هایم دشت است و آب و رنگ‌های تازه. گاهی دلم برای گوشه گرم لانه تنگ می‌شود، اما کنجکاوم بدانم آن سوی تپه‌ها چه خبر است.

من پرستوی کوچکی هستم و این اولین سفر من است. نمی‌خواهم از همین حالا همه راه را در ذهنم تمام کنم. فعلاً بال می‌زنم، به اطراف نگاه می‌کنم و همراه حرکت دسته پیش می‌روم. شاید روزی این آسمان ناآشنا هم بخشی از خاطره من شود.

برای تمرین روایت اول‌شخص، نمونه‌های انشا از زبان یک برگ پاییزی کمک می‌کنند ببینید عوض شدن راوی چگونه داستان را تغییر می‌دهد.

۴. انشای نامه‌ای درباره کوچ پرستوها؛ نامه به لانه خالی

دختر دانش‌آموز با روسری بنفش در کنار پنجره درباره لانه خالی پرستوها نامه می‌نویسد
نامه به لانه خالی؛ روایتی از دلتنگی و انتظار.

لانه کوچک زیر سقف، سلام!

از وقتی مسافرهایت رفته‌اند، هر بار به ایوان می‌آیم تو را نگاه می‌کنم. شکل کاسه‌مانندت هنوز همان است، ولی دیگر آن جنب‌وجوش تابستان را نداری. امروز می‌خواهم برایت نامه بنویسم؛ چون گاهی آدم می‌تواند حرف‌هایی را روی کاغذ بیاورد که به زبان گفتنشان آسان نیست.

دلم برای پرستوها تنگ شده است. برای آن لحظه‌ای که ناگهان از کنار بام پیدا می‌شدند و نگاهم را از تکلیف مدرسه می‌دزدیدند. حالا وقتی دفترم را باز می‌کنم، صدای ورق خوردنش را بیشتر می‌شنوم.

قرار نیست از دیوار بالا بروم یا داخل تو چیزی بگذارم. تو کاردستی من نیستی؛ بخشی از زندگی پرنده‌هایی هستی که خودشان تو را ساخته‌اند. من فقط از فاصله مناسب نگاهت می‌کنم و تصویرت را در دفترم می‌کشم.

نمی‌دانم بهار کدام پرستو را دوباره خواهم دید، اما دوست دارم وقتی هوا تازه شد، صدای بالی از بالای حیاط بیاید. آن روز شاید این نامه را دوباره بخوانم و یادم بیاید که انتظار هم می‌تواند پر از داستان باشد.

از طرف دوستی که از پایین ایوان برایت دست تکان می‌دهد.

۵. انشای گفت‌وگویی کوچ پرستوها؛ چرا کلاغ با ما نمی‌آید؟

گفت‌وگوی خیالی: پرستو روی سیم نشست و به کلاغ گفت: «ما آماده سفر می‌شویم. تو هم می‌آیی؟» کلاغ سرش را کج کرد و گفت: «من؟ هنوز کلی کار در همین اطراف دارم!»

پرستو خندید: «فکر می‌کردم همه پرنده‌ها با شروع سرما چمدان می‌بندند.» کلاغ بال‌هایش را باز کرد و گفت: «اول اینکه من چمدان ندارم! دوم اینکه زندگی همه پرنده‌ها مثل هم نیست. تو دنبال غذای خودت می‌روی؛ من هم راه زندگی خودم را دارم.»

پرستو پرسید: «پس رفتن من کار درستی است یا ماندن تو؟» کلاغ گفت: «این مسابقه نیست که یکی برنده شود. تو باید جایی باشی که بتوانی زندگی کنی. من هم همین‌طور.»

باد آرام سیم را تکان داد. پرستو به آسمان نگاه کرد و گفت: «پس وقتی برگشتم، درباره سفر برایت تعریف می‌کنم.» کلاغ جواب داد: «من هم خبرهای این محله را برایت نگه می‌دارم؛ البته اگر پیش از رسیدنت خودم همه‌شان را قارقار نکرده باشم!»

پرستو پر زد و رفت. آن روز، دو پرنده در داستان من با دو تصمیم متفاوت، دوستان خوبی باقی ماندند. من هم فهمیدم برای کنار هم بودن لازم نیست همیشه انتخاب‌هایمان یکسان باشد.

۶. انشا توصیفی کوچ پرستوها؛ خط‌های زنده روی آسمان

آسمان عصر روشن بود و ابر نازکی بالای تپه کش آمده بود. چند پرستو روی سیم دیده می‌شدند؛ مثل نشانه‌های کوچکی روی یک خط بلند. سرهایشان تکان می‌خورد و هر چند لحظه یکی از آن‌ها جابه‌جا می‌شد.

پایین سیم، کوچه بوی برگ نم‌خورده می‌داد. باد، کاغذ کوچکی را کنار جدول جلو می‌برد. من ایستاده بودم و می‌خواستم پرستوها را بشمارم، اما پیش از آنکه به عدد آخر برسم، چندتایشان بلند شدند. بال‌های باریک در روشنایی عصر باز و بسته شد. دیگر نمی‌توانستم نگاه خودم را فقط دنبال یکی بفرستم.

لحظه‌ای بالای درخت چرخیدند و بعد دور شدند. اندازه‌شان کم‌کم کوچک شد، تا جایی که پیدا کردنشان میان آسمان سخت بود. سیم باقی ماند و چند جای خالی. برگ زردی کنار کفشم افتاد. آن را برداشتم و در دفتر گذاشتم تا یادم بماند آن عصر، آسمان چگونه از پرنده پر شد و دوباره آرام گرفت.

در انشا درباره پاییز هم می‌توانید به جای توصیف کلی فصل، یک صحنه کوچک را با رنگ، صدا و بو بسازید.

۷. انشای داستانی کوچ پرستوها با مقدمه و نتیجه؛ مسافری پشت پنجره

پسر دانش‌آموز زیر درخت شکوفه‌دار پرستوی بازگشته به حیاط را در دفتر نقاشی می‌کشد
بازگشت بهاری؛ پایان تازه‌ای برای داستان پرستوها.

مقدمه

پاییز در دفترم تصویری از یک لانه کشیده بودم و زیرش نوشته بودم: «خالی». چند ماه بعد، وقتی دفتر را ورق زدم، دلم خواست بدانم می‌شود برای همان تصویر پایان دیگری نوشت؟

بدنه

یک صبح بهاری، صدای پرنده‌ای از حیاط آمد. پشت پنجره دویدم. پرستویی از کنار سقف گذشت و روی لبه دیوار نشست. پشتش در نور آفتاب تیره و براق بود. زود دفترم را آوردم، اما تا مداد را برداشتم، دوباره پرواز کرده بود.

خواستم بنویسم: «همان پرستوی پارسال برگشت.» بعد مکث کردم. من که نمی‌توانستم مطمئن باشم همان پرنده است! جمله‌ام را عوض کردم و نوشتم: «امروز دوباره در حیاط پرستو دیدم.» این جمله ساده‌تر بود، اما درست‌تر به چیزی که دیده بودم شباهت داشت.

روی تصویر پاییزی، چند برگ سبز کشیدم. زیر کلمه «خالی» نوشتم: «امروز آسمان حیاط مسافر داشت.» مادرم دفتر را دید و گفت چقدر فرق کرده است. گفتم: «فقط نقاشی نیست؛ نگاه من هم عوض شده.» حالا به جای حدس زدن همه چیز، بیشتر تماشا می‌کردم.

نتیجه

بازگشت پرستوها برای من شروع دوباره یک داستان بود. فهمیدم در نوشتن می‌شود هم خیال داشت و هم به دیده‌های واقعی وفادار ماند. گاهی تغییر یک جمله، نوشته را زیباتر و دقیق‌تر می‌کند.

اگر فضای این روایت را دوست دارید، انشا درباره فصل بهار می‌تواند برای توصیف زمان بازگشت و نشانه‌های تازه شدن حیاط الهام‌بخش باشد.

۱۰ ایده تازه برای انشای کوچ پرستوها؛ این بار خودت بنویس

این جدول شامل ایده و پرسش شروع است؛ ده انشای کامل نیست. یکی را انتخاب کنید، شخصیت و اتفاق خودتان را بسازید و برایش پایانی تازه بنویسید.

ردیفایده انشاپرسش شروعقالب پیشنهادی
۱دفتری که مسیر پرستوها در آن کشیده شدنقشه یک سفر خیالی چه چیزهایی دارد؟داستان تصویری
۲خبرنگار کوچک کنار تالابپیش از سفر از پرستو چه می‌پرسی؟مصاحبه خیالی
۳یک روز از زبان سیم خالیسیم پس از رفتن پرستوها چه می‌بیند؟جان‌بخشی
۴کوچ از نگاه مترسک مزرعهمترسک چه حرف ناگفته‌ای دارد؟تک‌گویی طنز
۵دو عکس از یک حیاطعکس پاییز و بهار چه فرقی دارند؟مقایسه توصیفی
۶پرستویی در خواب مناگر در خواب همسفرش شوی، کجا می‌روی؟داستان تخیلی
۷دوربین بدون صداچطور بدون ترساندن پرنده تماشایش می‌کنی؟خاطره خیالی
۸نمایش سایه سفر پرستوهابا سه شخصیت چگونه قصه سفر می‌سازی؟نمایش‌نامه کوتاه
۹اگر یک استراحتگاه پرندگان حرف می‌زدبرای مسافرهایش چه آرزویی داشت؟روایت از زبان مکان
۱۰پایانی که هنوز نرسیده استداستان را چطور با امید و یک پرسش تمام می‌کنی؟پایان باز

چطور انشای خودمان را درباره کوچ پرستوها بنویسیم؟

اول زاویه دید را انتخاب کنید: تماشاگر باشید یا پرستویی در یک داستان خیالی؟ سپس فقط یک اتفاق اصلی بسازید. «دیدن سیم خالی» یا «اولین پرواز از بام» برای شروع کافی است. لازم نیست تمام زندگی پرنده را در یک انشا جا بدهید.

اگر راوی شما از شروع سفر می‌ترسد، با یک تصمیم کوچک ادامه داستان را بسازید؛ نمونه‌های انشا درباره شجاعت و فداکاری برای نشان دادن احساس در دل اتفاق‌ها مفیدند. برای جان‌بخشی هم می‌توانید از شیوه روایت در انشا اگر کتاب سخن می‌گفت ایده بگیرید.

در مقدمه، زمان و موقعیت را نشان بدهید؛ در بدنه، اتفاق و واکنش شخصیت را بنویسید؛ در پایان، چیزی را که تغییر کرده نشان دهید. اگر داستان سفری می‌نویسید، مانند روایت‌های انشا اگر یک قطره باران بودم، با انتخاب چند صحنه مشخص از شلوغ شدن نوشته جلوگیری کنید. پیش از تحویل، یک بار بلند بخوانید و جمله‌های تکراری را کوتاه کنید.

پرسش‌های کوتاه درباره انشای کوچ پرستوها

چرا پرستوها کوچ می‌کنند؟

کوچ با تغییر فصل و دسترسی به غذا ارتباط دارد. پرستوها حشره‌خوارند و بخش مهمی از غذایشان را هنگام پرواز می‌گیرند. در فصل سرد، شرایط پیدا کردن این غذا در بسیاری از مناطق دشوارتر می‌شود. برای انشا همین توضیح ساده کافی است؛ لازم نیست مسیر و مقصد دقیقی را بدون منبع به همه پرستوها نسبت بدهید.

آیا می‌توانیم از زبان پرستو یا لانه بنویسیم؟

بله، اگر تکلیف اجازه داستان تخیلی بدهد. روشن کنید که گفت‌وگو و احساسات شخصیت‌ها ساخته خیال شماست. اگر معلم خواسته درباره درس «کوچ پرستوها» بنویسید، متن کتاب و خواسته او را هم در نظر بگیرید. این نمونه‌ها نوشته‌های مستقل‌اند و رونویسی متن درس نیستند.

منابع

  • سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی؛ کتاب فارسی چهارم دبستان، درس «کوچ پرستوها»
  • سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی؛ کتاب نگارش چهارم دبستان، تمرین موضوع کلی و موضوع کوچک‌تر
  • انجمن سلطنتی حفاظت از پرندگان (RSPB)؛ معرفی پرستوی معمولی و راهنمای مهاجرت پرندگان
برچسب‌ها: —
اشتراک‌گذاری:

از دیگر بخش‌های پرشین‌وی

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *